سلام..سلام..سلام...

از اين به بعد تصميم دارم روزی يکی از شعرای آلبوم قاب شيشه ای قميشی رو بنويسم...فعلا اوليشو داشته باشيد تا بقيه ش

 

کی مهربونی تو گرفت

از من غرقابه درد

کی دستای عزیزتو

تبر برای ساقه کرد

کینه رو کی یاد تو داد

تو هم شدی مثل همه

از تن گرم عاشقت

کی ساخته یه مجسمه

نمی شه باورم تویی

نه اینکه چشمای تو نیست

تو طاقتت نبود منو

ببینی با چشمای خسته

قد تموم درد من

تو داشتی کهنه مرهمی

دیروز بودی مرگ غم

امروز تولد غمی

از لب قصه ساز تو

مونده صدای دشمنی

سخته که باورم بشه

تو همون عاشق منی

 

يه بخشی هم برای پاسخ دادن به پيامهای شما عزيزان در نظر گرفتم: (نگيد اين دختره چقدر بی مهره! )

اولين پيام: آقای محمد:  مرسی از لطفتون....در اسرع وقت حتما بهتون سر می زنم يا اگه اومدم دوباره ميام!

آقای علی اسکويی: از همدرديتون سپاسگزارم...هيچ ضد حالی بالاتر از ترک اين جمع نيست...! ...و دومين پيامتون:از بابت  لينک که خواهش..کار سختی نبود ...در مورد رفتن هم که خيلی عرضيدم..مجبورم!

روح سرگردان: لااقل يه اسمی برای خودت ميذاشتی که آدم سکته نکنه وقتی می خونه..مرسی که آی ديمو هک کردی  ....غلط املايی هم داشتی يه جاهايی از پيامتم متوجه نشدم چی به چی بود!

آقای رضا: منم ناراحتم از رفتن..ولی هر آغازی را پايينی ست!   

ريلای عزيزم: مرسی خانمی..شما هم موفق باشی

خانم دوست ايرانی: دوست بسيار عزيزم در ايران کلابزه خدا بيامرز!!..منم دلم برای شما و اون جمع با صفا تنگ شده....خلاصه از اينکه بهم سر زدی ممنونم.

اقا رضا (يکی ديگه س) : به شما سر زدم..موفق باشيد!

آرام: ضد حال نزن ديگه من که توضيح دادم!!!..راستی: وبلاگتم خيلی دوست دارم..همه ی مطالبشو خوندم..اما يه سری مشکلات داشت آرشيوت که برات نوشتم

زلزله: مرسی که اومدی...چشم..می نويسم حتما!!

آپاچی بزرگ: آره اتفاقات خيلی ضايعيه ..بازم بيا...تند و تند!!!

اينبار همه ی پيامها رو جواب دادم..ببينم دفعه ی ديگه حوصله م ميگيره يا نه!!!!