خیلی وقته دیگه بارون نزده

رنگ عشق به این خیابون نزده

خیلی وقتی ابری پر پر نشده

دل آسمون سبک تر نشده

مه سرد رو تن پنجره ها

مثل بغض توی سینه ی منه

ابر چشام پر اشک ای خدا

وقتشه دوباره بارون بزنه

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو بد جوری دلتنگ شده

بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست

کوه غصه از دلم رفتنی نیست

حرف عشق تو رو من با کی بگم؟

همه حرفا که اخه گفتنی نیست

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده 

 

سلام

پاسخ به دوستان:

آرام: سلام..خواهش ميکنم (شرمنده ی همه..بعضی پاسخ ها يک کلمه ايه و به اين دليل نوشته ميشه که يادی ازتون کرده باشم.. )

نازنين (مينوش): به به به..خانمی گل..نازنين گل خودم ...مگه ميشه شما رو نشناسم؟ حتما بهت سر ميزنم...شمام بازم از اين کارا بکن

آقای رضا: چشم..ميام و ميخونم....ولی تا اين لحظه وقت نکردم..ايشالله خواهم خوند

علی بابا: مرسی...موقتا ميرم....برای آمادگی شروع درس و اين جور حرفا منکه نميتونم اينجا رو رها کنم به امانه خدا...اگه زياد خالی بمونه موجودات موذی توش زياد ميشه

از همه ممنونم....(اينجا اموتيکون گل نداره مجبورم کلامی براتون گل بذارم پس====> گل گل گل!!)

شاد باشيد