یک زوج نروژی هفته ی گذشته، زندگی مشترکشان را از یک کیوسک تلفن همگانی آغاز کردند. آنها از طریق پیغام کوتاه همراه با هم آشنا شده بودند.

ازدواج اینترنتی که حتما می دانید چیست. خب، در دنیای امروز وقتی میشود فقط با چت کردن، یک نفر دیگر را از آن طرف دنیا شناخت و او را برای زندگی مشترک انتخاب کر، آشنایی و ازدواج از طریق تلفن اصلا نباید چیز عجیب و غریبی باشد. این متن خبری است که 2-3 روز پیش آسوشیتدپرس آنرا از اسلو، پایتخت نروژ، مخابره کرد:

" آنها برای اولین بار به وسیله ی سیستم پیغام تلفن همراه با هم آشنا شدند. پیغامها و تلفنها ادامه پیدا کرد و آنها عاشق هم شدند و حتی حلقه های ازدواجشان را در حالی که در 2 شهر مختلف جواهرفروشی در حال صحبت کردن با هم بودند، انتخاب کردند. خب، با این وصف چه چیزی می تواند منطقی تر از این باشد که گرته ایرنه میرسلت 35 ساله و فرده تانگا دال استرومسوی 31 ساله مراسم عروسیشان را هم در کیوسک تلفن برگزار کنن؟ این دقیقا کاری است که آنها در پایان هفته ی گذشته انجام دادند. خرج مراسم عروسی و ماه عسلشان را هم شرکت دولتی Asa Telenor که هفتادمین سالگرد تاسیس کیوسکهای تلفن عمومی اش را در کشور 4.5 میلیون نفری نروژ جشن میگیرد، پرداخت کرده است."

میبینید؟ این نمونه ای از یک روش مدرن آغاز زندگی مشترک است. آخر استفاده بهینه از ابزار مدرن زندگی. این یعنی مردم نروژ حسابی مدرن شده اند. حتما فراموش نکرده اید که نروژ کشوری است که روزگاری بیشتر ساکنانش اسکیمو بوده اند. حالا مردم آنجا با تلفن همراه با هم ازدواج می کنند. میبینید دنیا چه زود عوض میشه؟!

این زوج خوشبخت!! یک سال پیش توسط  Sms Flirt (پیغام کوتاه برای تلفنها!) با هم آشنا شدند. این آشنایی به چنان شیفتگی ای رسید که در یک ماه اول پول تلفنشان حدود یک هزار و پانصد دلار شد. بنابراین استرومسوی عاشق تصمیم گرفت برای صرفه جویی، تلفن همراهش را کنار بگذارد و از تلفن عمومی استفاده کند ......

میرسلت و استرومسو آنقدر عاشق هم بودند که همان جوری بدون آنکه یک بار هم همدیگر را ببینند تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند و حتی حلقه ی ازدواجشان را هم با مشورت از طریق تلفن بخرند. باز گلی به جمالشان که برای ازدواج دیگر تلفن رو بی خیال شدند و میرسلت به شهر نامزدش یعنی هاگه ساند در 200 مایلی اسلو پرواز کرد و این دو مرغ عاشق بالاخره همدیگر را برای اولین بار در فرودگاه ملاقات کردند. آنها میهمانان عروسیشان را هم از طریق Sms دعوت کردن و شرکت مخابراتی هم که این ماجرا برایش یک سوژه ی تبلیغاتی خوراک بود، برایشان در یک کیوسک تلفن مراسم عروسی را برگزار کرد و خلاصه همه چیز به خوشی  تمام شد!

نقل شده از روزنامه ی "جام جم"

 

پیام تسلیت بنده رو هم پذیرا باشید!!!

ایرانی ها هم باید از اینا یاد بگیرن....سنت ایرانیا اینه دیگه: اول پسره دختره رو می بینه! بعد عاشق دختره میشه! بعد کارش میرسه به کنار رودخونه و شعر و شاعری! بعد تصمیم به ازدواج میگیره! تصمیمش رو با دختره در میون میذاره! دختره بعد از کلی سرخ و سفید شدن میگه باید با خانواده م در میون بذارم! دختره به خانواده ش میگه! خانواده ش موافقت میکنن با خواستگاری! پسره رو در جریان میذاره! نیش پسره تا بنا گوشش باز میشه!  به مامانش میگه بیا بریم خواستگاری! روز خواستگاری دختره بدبخت رو با سینی چای میفرستن توی اتاق! همچنان دختره سرخ تشریف دارن از زور خجالت! چای رو دمر میکنه رو پای پسره! پسره می سوزه! دلم خنک!!! مامان پسره میگه عروس دست و پا چلفتی نمی خوام...بیا بریم اینجا جای ما نیست! بابای دختره میگه هری! دعوا میشه! تو این هیر و ویر پسره و دختره حرفاشونو می زنن، دل و قلوه و از این چیزا میدن و میگیرن! اعلام میکنن توافق داریم گیلی گیلی گیلی!! ازدواج میکنن! بعد از ازدواج هم به دلیل اینکه تفاهم ندارن یا هزار تا دلیل مسخره ی دیگه از هم جدا میشن!.....چه غمناک!!!

تازه همش یک نواخته....تا کی باید دختر سینی به دست بیا تو اتاق، پسره چشمای دختره رو در بیاره؟ تا کی؟ ( اینایی که من گفتم یکی از هزاران روش مرسومه!! اما اصل ماجرا همیشه همینه!)

 

گل منگولی رو کیف میکنید؟!!