سر پناه من ِ تنها سقف تنهايي هايم بود
چه امنيتي برتر از اين !
من كه هرگاه بي پناهم...
بي سرپناهم!
چون از لحظه ي به تو انديشيدن غافلم
و اين غفلت
مرا بيش از پيش دلتنگ تو ميسازد

 

 

لحظه های پر التهاب امتحانا داره نزديک ميشه و من ديگه نميتونم اينجا را تا يک ماه ديگه اپ ديت کنم..البته شايد بازم دری به تخته ای خورد و تونستيم بيام...اينو نوشتم که بعدا نگی بی خبر رفتی.....برام دعا کنيد