سلام...اميدوارم همگی خوب و خوش باشيد

گزارش امروز:يه تغييراتی توی وبلاگم دادم...يه چيزايی رو هم حذف کردم...

احساس امروز: امروز و الان بيشتر از هميشه دلتنگم..کی شنبه ميشه..شنبه ی هفته ی بعد..کی ميشه که داداشيم و مامانمم پيشمون باشن؟ کاش زود بگذره

انتقاد امروز:مثل اين بچه لوسا دارم نق ميزنم..اما خب خسته شدم بسکه گفتم داداشيم امروز مياد، فردا مياد

جمله امروز: ميتوانم بگويم دوستت دارم، اما نميتوانم بگويم دوستم بدار

چند بيت شعر :

شبانه با یک ستاره می آیم
و در پناه ویرانه های شب
ستاره ام رادر بادها می آویزم
و می نشینم در قایق شبانه یاد
وروی شب می گردم
وزیر باد و ستاره سرود می خوانم
سرود رفتن
از ابدیتی به ابدیتی

مخصوص مامانی خودم که خيلی دوستش دارم:

روزت مبارک مامان....خيلی خيلی خيلی دوستت دارم...همه ی گلهای مريم دنيا رو نثارت ميکنم..

حرف آخر: تصميم نداشتم آپ ديت کنم..يعنی حوصله ش رو نداشتم..اما نميدونم چطور شد که يه دفعه تصميمم تغيير کرد

عکس آخر:

عکس فرستاده شده

و خداحافظ