سلام

ما هم ميرويم يادمان به خير....در حسرت يک جرعه ی مستانه که مانديم..ويران شود آن شهر که ميخانه ندارد

واقعا ديگه دارم نفسای آخر رو ميکشم

/يکی از پی ام ها/ جد بزرگوار:

راستيييی.... اگه تونستم ذخيره کنم چی ميدی بهم؟! (نيششش!) راه حل ساده ای داره اين کلکتو دور بزنيم! ميخوای يادت بدم؟ ولی تا حالا راهی پيدا نکردم که اين روشم رو خنثی کنه

خب اگه تونستی ذخيره کنی عکسش مال خودت...اگه نتونستی، بگو خودم اين کد رو بر ميدارم تا بتونی عکس رو سيو کنی..

       قایقی باید ساخت...

در اين روزگار بي رحم
كه مردم ميخواهند بگذرند
تا ندانند در پس كوچه هاي گذر چه ميگذرد
مردمي كه معناي لبخند را نمي دانند
و گريه را نمي خوانند
و تنها روز را به شب ميسپارند
و اين را احساس نام نهاده اند
من و تو بهشتي ساختيم كه
در آن كلبه كوچك آشنايي و
كاخ بلند عشق را
در پس ابرهاي سپيد محبت بنا نهاديم
و هرروزه به ورق ورق آسمان مينگريم
و مي گوييم:
"بودن با عشق چه زيباست"
وقتي امروز از كنارم رفتي
و با هم بهشتمان را ترك كرديم و پا به اين دنياي بي رحم گذاشتيم
با خود گفتم كي مي رسد كه براي هميشه در بهشتمان بمانيم و هرگز مجبور
به ترك آن نشويم؟