اي كه بي تو خودمو تك و تنها ميبينم هر جا كه پا ميذارم تو رو اونجا ميبينم
يادمه چشماي تو پره درد و غصه بود قصه ي غربت تو قد صد تا قصه بود
ياد تو هر جا كه هستم با منه داره عمر منو آتيش ميزنه
تو برام خورشيد بودي توي اين دنياي سرد ‏‏‏، گونه هاي خيسمو دستاي تو پاك ميكرد
حالا اون دستا كجاست اون دو تا دستاي خوب چرا بي صدا شده لب قصه هاي خوب
من كه باور ندارم اون همه خاطره مرد، پشت آسمونا پشت يك پنجره مرد
آسمون سنگي شده خدا انگار خوابيده، انگار از اون بالاها گريه هامو نديده

سلام..من دوباره اومدم
کامپیوترم اساسی و از بیخ و بن اذیت میکرد
خلاصه شرمنده که نشد بيام.
راستی منم شدم ۱۷ ساله..البته يکی - دو هفته پيش اما به دليل مشکل ياد شده نتونستم بيام و به خودم تبريک بگم
شاد باشيد..فعلا