تا حالا فکر کردين تفاوت خوبی و بدی چيه؟!  

تا حالا فکر کردين چرا خوب مطلق وجود نداره اما بد مطلق ميتونه وجود داشته باشه؟!  

به من چه؟!  خوبه فکر کنيم! راستی چرا < بد > بايد باشه تا بشه < خوب > رو فهميد؟  

حالا من چرا اينا رو ميگم، نميدونم!

بگذريم.

يه مطلب جالب و باور نکردی  توی روزنامه نوشته بود و اين بود که: < يه پسر دانش آموز سال سوم دبيرستان اگه اشتباه نکنم تاريخ فوتش و چگونگی فوتش رو پيش گويی کرده بود !! > ببخشيد که حوصله ندارم کامل تایپ کنم ماوقع رو!‌ ولی همين که من نوشتم رو بدونين کافيه  اگه خيلی فضوليت به حد اعلاش رسيد روزنامه ی امروز ايران (۲ / آذر ) ضميمه ی حوادثش رو بخون..تا متوجه بشی چی ميگم! (اينم برای آدم فضولا!!  )

من آن گل مريم زندگی، بدون من دلم شوری و اميدی به دنيا ندارد ( احساسات قلبمه!!  با اندکی تصرف و تلخيص! )

راستی! چه خوبه برای آدم قبل از اينکه چيزی رو به زبون بياره، اون چيز مهيا باشه!  

<< منو ببخش عزيزم که از تو ميگريزم..ميسوزم و خاموشم تو خودم اشک ميريزم>>

<<از لحظه ی تولد، سفر تقدير من بود...تنم اسير جاده، دلم اسير تن بود>>

<<يه قصه ی تازه نيست خونه به دوشی من...هراس دل سپردن، عذاب دل بريدن>>

<<اگه يه دست عاشق يه شب پناه من شد...فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد>>

تا بعد