موجم ولي خاموش و خسته...با دست خود در هم شكسته

سلام

خيلي وقت بود كه حتي يه خط از روي قران نخونده بودم...ولي امروز مادربزرگم ازم قرآن خواست..منم هوس كردم كه يه آيه ازش بخونم...يه آيه خوندم از سوره ي الرحمن .. " و كدام يك از نعمتهاي پروردگارتان را تكذيب ميكنيد؟! " اين معنيش بود...اين دقيقا جوابي براي من بود! نميخوام شرح بدمش اما خيلي به جا بود...يه كمي حالمو بهتر كرد..آخه من دو- سه روزه كه چون دوباره بابا رفته بهونه ميگيرم و هم از اينكه يه خورده بيمار شدم شديدا" ناراحت! اما اين آيه خيلي به جا بود..جواب خوبي هم خدا بهم داد..ممنونم خدا!

راستي! چند وقته هوس كردم كه روي پاهاي خدا بشينم!! يعني ميشه؟! نخندين! خل هم نشدم! خب اينم يه هوسه..شايدم آرزو!!

راستي ..امتحانام از 12 دي شروع ميشه!! بايد حسابي بشينم بخونم...خب مطمئنا توي فاصله اي كه امتحان دارم حتي يك ثانيه از وقتم رو نميذارم كه بيام! اما بعدش به اميد خدا با خوشحالي و دست پر بر ميگردم...اين دفعه تصميم خيلي جديه!! خيلي خيلي جدي!

خب شاد باشيد..به اميد روزي كه ديگه هيچ آرزويي نداشته باشيم.