سلام

چه تند تند اومدم!

داشتم آلبوم عکسای قديمی (  )‌رو نگاه ميکردم و اول از همه رفتم سراغ عکسای بچه گی خودم

وای يه حس خوبی داشتم!‌اصلا باورم نميشه که منم يه زمانی دو ساله بودم  

چند روز پيش شرک ۲ رو ديدم...از يه قسمتش خيلی خوشم اومد  >>من ميخواستم با پينوکيو خرم به هوا بازی کنم <<

اين شعر هم بد نيست >>>

اگه تا روز قيامت داشتنت نباشه قسمت<<>>  چشم به راه تو ميمونم با دلي پر از صداقت

اگه با اشكاي گرمم دل سنگ برام بسوزه <<>> اگه جسم من بپوسه بعد دنياي دو روزه

اگه نقش قصه ها شي مه رو قله ها شی<<>>  بري و از من جدا شي اگه باشي و نباشي

نه فقط عاشقت هستم مرحمي رو قلب خسته م<<>> اين تويي كه ميپرسم سر سپرده ي تو هستم

راستی!! امروز فهميدم از من خجالتی تر هم پيدا ميشه

ميدونيد چيه!؟توی انتخاب رشته برای دانشگاه آزاد موندم! گير کردم  دلم ميخواد مهندسی معماری بزنم...اما تهران نه  چون قبول شدنش سخته..هر جای ديگه هم بزنم  کيلومترها راهپيمايی داره  ..دختر داييم که مثلا رفته بود پيش کسی مشاوره کنه ببينه چه رشته ای انتخاب کنه بهتره طرف پلان پلان شده از زندگی نااميدش کرده بود... برام ميگفت که يارو چی بهش گفته داشت اشکش درميومد  بعضيا هيچی حاليشون نيست فقط ميان زندگی مردمو خراب ميکنن!!

راستی اه اه اه!!! مهندسی عمران و پتروشيمی همش مال پسراست   ديگه کم مونده رشته های مجاز خانومها رو آشپزی و خياطی و بچه داری اعلام کنن  اييييييييييی

بسه ديگه!‌زياد شد!‌خوابم مياد گل منگوليش کردم

وقت بخير..تا بعد...