دوباره سلام

لطفا منو به کشتن نديد  بالاخره انتخاب اولم مشخص شد حالا فعلا کامنتاتونو جواب بدم...بعدا حرف ميزنم

نيويورک- تهران:  اين قدر از پسرا بد نگو ... !

من اصلا راجع به پسرا اظهار نظر کردم؟‌!  فقط به طور محترمانه گفتم که پسرا دانشگاهها رو قرق کردن اما زياد نميتونن راه پيدا کنن به دانشگاه..حرف بدی بود؟

حسين: سلام مريم خانوم. حالا که پسرا رشته خوب قبول ميشن اين بهانه رو مياری ؟!؟

دهه!! بابا همه ی رشته های خوب مال پسراست..از هر ده نفرشون ۱۱ نفر قبول نميشن!‌ من نميدونم با معدلای ۱۱-۱۲ چطوری ميخوان مهندس عمران اين مملکت بشن!! يه جای کار ميلنگه ديگه!! 

سيد علی طباطبايی   (داداشی جووووون): ولی انتخاب اولت رو اگه تهران بزنی قبول می شی. چون من سال سوم فقط با ۱۶ تا اختلاف حذف شدم به جاش افتادم اتریش! تو ام بزن شاید همین دور و ورا قسمتت بشه! خدا رو چی دیدی! از میمه که بدتر نمی شه. شتر هم داشت

يه جايی زدم که ۱۰۰٪ قبولم  ..امارات عربی متحده  با مرجان دو تايی ميريم امتحان ميديم..پيش قاسم  به قول خودت از ميمه که بهتره!!!

متين: سلام موفق باشی در هر صورت . من زياد ميام اينجا . اما سرکار خانم اصلا به ما سر نمی زنی ؟ منتظرتم حتما و هميشه . سبز باشی تا هميشه .....

در هر صورت مرسی  خب فعلا که درگير امتحانام...ولی بعدش حتما ميام!

نويد: ماشاالله دخترها نه ذاتا به درد اين جور رشته ها ميخورن و نه آی کيو کافی رو دارن ... فقط با ..خونی کنکور قبول ميشن و نيروی مفيد دانشگاه رو به هدر ميدن ... پس شمام بی زحمت جو گير نشو ( ناراحن نشی

اوه اوه اوه! مهدنس بعد از اينه اين مملکت رو نگاه!‌ تو خودت جو گير شدی بالام جان  حالا تو رو دانشگاه راه دادن تقصير سيستم آموزشی غلطه  زيادی باورت نشه!

رهاتر از پرنده 

و سوگند هم مرسی که سر زدين!

*************************

خب حالا که وجدانم راحت شد  يه خورده حرف بزنم!

خب تاالان امتحانام بدک نبود!‌يعنی خوب بود..فيزيک که امروز امتحان دادم و  عالی بود..هندسه تحليلی سخت بود  سوالاتش هماهنگ کشوری بود  ..بينش هم با اينکه هماهنگ کشوری بود آسون بود..عالی بود...ديفرانسيل هم که يه ذره بد بود...آخه...!! ولی در کل خوب بود

راجع به دانشگاه آزاد هم که گفتم..بالاخره تصميم بر اين شد که امارات امتحان بدم...ولی خودم دوست داشتم شيراز امتحان بدم...با دختر داييم با هم  اما خب نشد ديگه!

راستی اون خبر خوب رو که يادتونه؟؟!؟ فکر کنم داره به وقوع میپيونده!!‌حالا ميگم..بايد قطعی بشه

خب ديگه ملالی نيست..از اول هم نبود

راستی شايد توی بهمن از طرف مدرسه ببرنمون مشهد..اگه رويا بره منم ميرم...اما يهخوابی ديدم  که ميخواستم تعريف کنم: دو- سه شب پيش مامان ازم پرسيد که ميرم مشهد يا نه!‌منم گفتم دوست ندارم برم...شبش خواب ديدم که يه جای زيارتی هستيم...که من هستم و بابا و رويا و يکی ديگه از دوستام و يکی از عموهام...من داشتم دنبال يه راهی ميگشتم برای خارج شدن از اونجا ولی هر دری رو که باز ميکردم به يه اتاق ختم ميشد!‌که  عموم از بابا پرسيد که مريم داره کجا ميره..بابا گفت ميخواد بره بيرون..عموم برگشت رو به من گفت مريم بيا همينجا بشين‌! منم روی حرفش حرف نزدم و نشستم پيش رويا! اما با اخم .. يعنی  راضی نبودم از اينکه بشينم! اين خواب احساس خوبی بهم نداد!!به خاطر همين برام مهم شد!!

شاد باشيد همگی..همچنين خودم  و تا بعد بای بای!