سلام..سلام..بازم خوبيد؟؟ و از اين تعارفا  

اول اينکه ممنون که بهم سر زديد و متقابلا من هم به همه تون سر زدم ....اميدوارم هميشه همه شاد باشن!

 وقتی يه نفر زيادی مهربونه شماها يه جوريتون نميشه؟   يعنی هی بگن قربونت برم!‌مهربونی!‌ ناز باشی! و از اين حرفای بی مزه   اگه کم باشه ايرادی نداره اما بعضيا هستن هـــــی قربون صدقه ی کسی ميرن!! تداوم اين حرفا آدمو بيزار ميکنه   نه؟!؟

واييييييييی يه چيز ديگه!! کارنامه م رو گرفته م  فقط نمره ی دو تا از امتحانام بد بود  ديفرانسيل ۱۷  (شايد تغيير کنه البته) و هندسه ۱۷.۲۵  بقيه ش عالی بود   الان احساس ميکنم که فکر ميکنيد من اين شکليم =>  !!   

راستی علی جونم (داداشیم) ..خوبی؟؟ ديشب يه خواب بد ديدم!! تو خواب همش گريه ميکردم...هم دلم برات تنگ شده شديدا و هم اين خوابه نگرانم کرده...خيلی وقته باهات صحبت نکردم   يه خبری بده که حالت خوبه يا نه  

به کامنتاتونم جواب بدم و زودی برم !

مهدي: منم هرچی ميخواستم بگم پاک شد! موفق و پيروز باشي. شاد و سرخوش. ايشالله يه دوست خيلی خيلی خوب هم واسه درددل کردن داشته باشی

خيلی ممنون که پاک شد  ...درد دل؟‌  دل من درد نداره (يه اوچولو داره ها) ولی خب دوست خوب هم دارم!  خودم خوب ترينشونم .

وحيد:اعتراف اون خوب بوده ... ولی خنده و نبخشيدن تو واقعا تلخ ... بعضی پاک کن ها هستش وقتی پاک ميکنی خوب پاک نمی کنه .. يه قدار سياهی به جا ميذاره

يعنی خوب پاک نکردم؟  مطالب خاصی نبودن!‌ شايد فکرشم نتونيد بکنيد!!  برم یه پاک کن خوب بخرم!! اوخ!! حالا فهميدم تو کی هستی  آخه به قيافه ت نميومد اين طوری حرف بزنی! دير شناختم  بابابزرگ!!  (بد قول)!!

امير: چطوری قلمبه ؟! (نيش) !!! ما به روز شديم !

خيلی ممنون!!‌از احوالپرسی های شما!  شماها چند نفريد؟  سر زدم بهت!‌اون نی نی کوچولو رو هم يه فکری به حالش بکن!! بيچاره له شد!!‌حالا چون بچه ست و زبون نفهم () شما بايد لهش کنی؟!‌

مجيد:سلام...خوبی....صبح بخیر...فقط مونده بود تو خودتو سانسور کنی...نه؟؟؟ شاد باشی مریمی

بابا چند خط فقط سانسوريدم!!  دهه!!  تو هم شاد باشی

موخی:سلام مريم خانم.... بی وفا شدی... ديگه به ما سر نمی زنی!

 من هر چی فکر کردم که شما کی هستی هيچی يادم نيومد!!  وبلاگتون رو هم ديدم! اما اونم کمکی در شناختن شما نکرد!  يعنی من قبلا به شما سر ميزدم؟!  آخه لينک وبلاگمم توی وبلاگت بود

امير زلزله : ۱- چرا پاک کردی مليمی؟! يعنی ما نامحرميم؟! خيلی خب. نگو. اونوقت ميگه بهم اعتماد نداری....! :( مخلصيم. (به دل نگيری يه وقت کوشکولو! نيششش!!!)

و  ۲- حرفاتو کامل قلمبه به يکی بزن. ولی خصوصی فقط به يکی. هرکی صلاح ميدونی. (اين توصيه برادرانه و جدی بود)

۱- همينجا بگم!‌اگه يه روزی ديگه اثری ازت پيدا نکردن، من تو رو کشتم و توی يه چاه آب خيلی بزرگ انداختمت تا هيچ وقت کسی دستش بهت نرسه!! اينو از الان بگم که نگين نگفتين!    دارم برات!   اصلا دلم گرفت اونم بزرگ  حالا اگه ميتونی از دلم در بيار

۲- حرف وقتی قلمبه بشه خيلی دير ميتونه زده بشه!‌مثل يه لقمه ی بزرگ غذا!! تو که نميتونی يه جا همش رو بخوری! کم کم و آروم آروم بايد بخوری که يه وقت تو گلوت گير نکنه و خفه ت کنه!!  (چشمک!!) باشه حتما ميگم به يه نفر (  ) !!!

فرهاد:مریم نوشته هاتو خوندم ها میگم خوبه حوصله داری اینقدر بنویسی ولی ما همشو خوندیم بازم بنویس

مرسی که بهم سر ميزنی....منم کامنتت رو خوندم  ميگم خوبه تو هم حوصله داری اينا رو ميخونی

گلشيد: سلام. چقدر اين نوشته ی بالايی قشنگ بود... دلم گرفت... منم از اين دروغ ها زياد گفتم....

قشنگی از خودتونه  ..از کدوم نوع دروغ گفتی؟ دروغ دختره يا پسره؟!؟  

حامد: اگه زحمت نباشه يه سری هم به ما بزن. شاد کردن دل يه جوون صواب داره منتظرم

اومدم..اميدوارم دلت شاد شده باشه  چه راحت ملت شاد ميشن!!

آرزوی گلم و پسر تنها مرسی که بهم سر زدين 

(يکی از ايرادای پرشين بلاگ در زمينه ی شکلک هاش اينه که شکلک گل و غش رو نداره!!)

ديشب هم (خونه ی دايی) نشستم کلی کتاب قصه (برای رده ی سنی الف  ) خوندم ...يکيش هم دارا و سارا دوست مريم کوچولو بود  و به اين نتيجه رسيدم که بعضی داستانای جديد مفت هم نمی ارزن  ..يادش بخير چقدر بچه بودم کتاب ميخوندم..دو تا  کتاب محبوب من < گربه ی چکمه پوش> و <خانه ی شکلاتی> و <لباس جديد پادشاه> بودن  ..همشون رو هم هديه کردم که مدرسه ی ابتدايی  من ميخوامشون

خب ديگه همين!! خيلی تند تند آپ ديت کردم اين چند وقت!! اما ديگه اين آخريش بود که با سرعت نور آپ ديتيدم  (اصلا وبلاگ خودمه..خودتو با من چکار داری؟  )

کلی کيف ميکنم با اينهمه گل منگولی!! چقدر من با ذوقم

ببينم ميتونم يک هفته هيچی نگم يا نه؟!   

اميدوارم هميشه ی هميشه ی هميشه شاد و خوشحال و شنگول و منگول و حبه ی انگور باشيد و آقا گرگه هيچ وقت به سراغتون نياد