سلام عزيزم..عزيزم سلام..دوستت دارم عاشقتم والسلام

امروز ۲۹ اسفند سال ۱۳۸۳...ديدم دو روز ديگه عيده...گفتم داغ داغ تبريک بگم

باز آمد بهار..خوش به حال روزگار..اميدوارم امسال سال خوبی برای همه باشه..پر از شادی و موفقيت

اين روزا احساس خوبی دارم..ميدونم چرا!! اما بهتون نميگم

نازنینم!

خیلی حرف دارم

اشکم اجازه می دهد .. که بنویسم و مینویسم ..

اما یکی در سینه ام میگوید: نه !

ننویس !

شاید او نخواند ..

شاید دوست نداشته باشد .

آیا راست میگوید؟

پرسید به خاطر کی زنده هستی ؟

با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو ،

بهش گفتم به خاطر هیچ کس

پرسید پس به خاطر چی زنده هستی ؟

با اینکه دلم داد می زد به خاطر دل تو

با یک چشم پر از اشک بهش گفتم به خاطر هیچ چیز .

ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی ؟

در حالی که گریه می کرد گفت :

به خاطر کسی که برای هیچ زنده است