به نام خدا

     

 

 

من فكر ميكنم ,صد قرن سكوت بنفشه ها تفسيري جز فرار از فرياد ندارد.
پس درد دلهايت را بلند بلند برايم بگو.
شيشه تنهايي قلب من منتظر سنگ است

سلام...خوبيد همگی؟؟

تعطيلات خوش گذشت؟؟ همش دو روز از تعطيلات مونده..من که خيلی ناراحتم که تموم داره ميشهfrown big grin


چقدر غريب شديم ما همه... چقدر؟
و چه غريبانه همه فرياد ميكنيم... چرا؟
اگر خوب بنگريم ميبينيم كه دوستي هم نيست
دوستان كجا رفتند و ما را تنها گذاشتند؟
و به چه خاطر رفتند؟ آيا آنها هم حس غريبي داشتند؟؟

نويسنده: x

شنبه، 6 فروردين 1384، ساعت 1:10

انگار امد اون روزی که ازش ميترسديم..متاسفم مريمی ..>مثل درخت باش که در تهاجم پاييز هر چه را که از دست بدهد؛روح زندگی را برای خويش نگه می دارد<

۱-رسمش اينه که شما خودتو معرفی ميکردی...۲-از چه روزی ميترسيدی که حالا اون روز رسيده ۳- آپ قبلی بيانگر پشيمونی من از چيزی نبود..فقط <بايد> مينوشتمش!! ۴- پاييز؟؟!؟! اونی که حدس ميزنم که نيستی؟؟

(خصوصی شد stick out tongue ...stick out tongue...stick out tongue )

نويسنده: masoud irooni

دوشنبه، 8 فروردين 1384، ساعت 12:47

اگه خودمون بخوايم ميتونه قصه پايانی داشته باشه!!!(نيش)

ايهيم..بر منکرش stick out tongue استغفرالله stick out tongue راستی خيلی دوست دارم بدونم پايانی که تو از قصه ت ميسازی چه شکليه stick out tongue..(+ چشمک کذايی! stick out tongue)

 

اما بگو ببينم تو ز چه رو فرياد ميكني؟
تو هم آيا همدردي هستي؟ تو خود آيا ميداني چه ميگويم، چه ميجويم؟
دلم تنگ است، دلم تنگ است...
اما قدم در راه بي برگشت برداشتن بسيار سخت است...

 

و اينچنين تعطيلات نوروزی به زوال ميرسدbig grin..يعنی داره تموم ميشه big grin...من هنوزم خسته م...با اينکه بهم خوش گذشته اما اون حس هميشگی رو ندارم..نميدونم چرا!roll eyes (sarcastic) شايد اگه علی داداش () هم بود بيشتر خوش ميگذشت و ديگه اين حس رو نداشتم..نميدونمbig grin

راستی هر وقت برگشتيم بهشت (شهر محل سکونتstick out tongue) ميخوام سفرنامه م رو بنويسم big grin...ولی چون ۱۳ روز زمان زياديه خيلی خلاصه مينويسم تا هميشه يادم بمونه..خوشم مياد از نوشتنbig grin اين کنکور لعنتی بگذره تمام استعدادام شکوفا ميشه big grin (نه که الان خيلی اظطرابشو دارم و دارم بکوب ميخونم )...

ميدونيد که من عشق دريام...الانم که دو قدمی دريا هستم فقط يک بار رفتم ديدنش frown....ولی هنوزم چشم به راهتم لب دريا  << کسی به خودش نگيره stick out tongue 

نميدونم اگه من ماهی بودم اون موقع هم همين حس رو نسبت به دريا داشتم يا نه big grinbig grinbig grin 

در آخر:

حتی ريشه داشتن در خاک، مرا پايبند زمين نميکند

وقتی تونستی مورچه ای رو زير پاهات لگد کنی، بدون انسانيتت رو زير سوال بردی!!

شاد باشيد....بهترين ها رو براتون آرزو ميکنم...به اميد اينکه روزهای آينده هم برامون شادی آفرين و قشنگ باشه...