سلام به همه ی دوستای عزيز  و ناز  و دوست داشتنی ام

خوبيد ؟

يک.

قبل از همه چيز تولد داداش جونم  جيگمل خودم  ناز خودم  عزيز خودم  رو بهش تبريک ميگم قاسم عزيز و ناز و جيگمل و خوسدل خودم تولدت مبارک داداش عزيزم  اميدوارم هميشه ی هميشه ی هميشه سالم و سلامت باشی و هميشه همينقدر دوست داشتنی بمونی

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

 

دو.

کامپيوترم دقيقا روز اولی که تعطيل شدم (مدرسه) قاطی کرد و من باهاش ساختم تا اينکه به شدت اذيت کرد و زحمت درست کردنش رو به عموی عزيزم دادم  ولی بازم خراب شد..(همين امروز)..و مجبور شدم برای دومين بار(ظرف مدت کمتر از يک هفته) روش ويندوز نصب کنم..ويندوز اولی رو عمو زحمتش رو کشيد و دوميش هم با راهنمايی قاسم () خودم نصب کردم. حالا فعلا سر پا و سر حاله ويندوز تا ببينم چی پيش مياد.

سه.

آتشی بود و فسرد

رشته ای بود و گسست

دل چو از بند تو رست

جام جادويی اندوه شکست

آمدم تا به تو آويزم

ليک ديدم که تو آن شاخه ی بی برگی

ليک ديدم که تو بر چهره ی اميدم

خنده ی مرگی

وه چه شيرين ست

بر سر گور تو ای عشق نياز آلود

پای کوبيدن

وه چه شيرين ست

از تو بگسستن و با غير تو يوستن

در به روی غم دل بستن

که بهشت اينجاست

به خدا سايه ی ابر و لب کشت اينجاست

تو همان به که نينديشی

به من و درد روانسوزم

که من از درد نياسايم

که من از شعله نيفروزم

 

خوش باشيد..اميدوارم هيچ احساس بدی، هيچ وقت نداشته باشيد...به اميد ديدار دوباره...!