خدايا شکرت love.giflove.giflove.gif

سلام به همه ی دوستای خوب و قشنگم   و بازم طبق معمول اميدوارم حالتون خوبه خوبه خوب باشه  smilie smilie

خب عرضم به خدمتتون (  من چرا اينطوری حرف ميزنم؟  ) همون طوری که از عنوان اين مطلب پيداست من يه مسافرت ۳۰ ساعته تشريفمو برده بودم  يعنی رفته بوديم مشهد..من و خانواده ( ۴ نفری..۲ تامون کم بود!!)

جای همه خالی doom.gif  خيلی خوش گذشت...راستش ماجرای اين مسافرت از اونجايی شروع شد که مامان خيلی وقت بود دلش ميخواست بره مشهد و بنا به دلايلی جور نميشد..تا اينه جمعه شب داشتيم ميرفتيم عروسی (  ) که مامان پيشنهاد داد بعد از عروسی بريم مشهد و بابا ( بابا حدود يک هفته ميشه که پيشمونه) هم قبول کرد و ساعت ۱۱:۳۰ که برگشتيم خونه آماده شديم برای رفتن!  دقيقا يک ساعت و نيم بعد، حرکت کرديم به سمت مشهد...و فکر کنم ساعت ۱۰-۱۱ صبح بود که رسيديم اونجا...و بعد از ناهار مستقيم رفتيم حرم  اين سفر با سفرای قبلی به مشهد خيلی فرق ميکرد..يه حالت ديگه داشتم!‌ احساس کردم ميتونم يه رابطه ای با امام رضا برقرار کنم..تا تونستم باهاش حرف زدم..توی حرم نماز خوندم    خلاصه خيـــــــــــلی صفا داشت...هر چی ميخواستم بهش گفتم و ازش خواستم...برای يکی از دوستام شديدا دعا کردم..و بعد از ۲-۳ ساعت توی حرم بودن، رفتيم بازار رضا..و بعد از نيم ساعت اونجا بودن، دوباره برگشتيم سمت خونه  حدودا ۲۲- ۲۳ ساعت توی راه بوديم (رفت و برگشت) ... خلاصه ی کلام: جاتون خالی...هر کسی هم که يادم اومد، چه کسانی که فقط اسمشونو شنيده بودم چه کسانی که دوست صميميم بودن، همه رو دعا کردم..flower.gif flower.gif flower.gif

 موهامم کوتاهيدم راه ميرم، هی پس کله م باد ميخوره چه کيفی هم ميده

راستی..انتخابات هم که کولاک کرد  خيلی پيش بينی نشده بود...خیـــــلی  

من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم

هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم

خب شاد باشيدlove.gif...خندانlove.gif...پر انرژی love.gif  Sun.gif ... همراه با روحی سبک! flower.gif flower.gif flower.gif