به نام شايسته ی ستايش

سلام به همه...اميدوارم که خوبه خوبه خوب باشيد..چون من الان و در حال حاضر خيلی خوبم  ..

خب : ميخواستم اول جواب کامنتا رو بدم اما جواب نميدم...

ديروز (چهارشنبه) اولين روز کلاسهای دانشگاه بود..البته فعلا توی مرحله ی گذروندن زبان م..خيلی کلاس و استادش رو دوست دارم   ..فکر کنم استادمون هندی باشه  ...خلاصه خيلی خوب بود..من هميشه از < روز اول > ميترسم... .. ... بقيه شم بدون شرح

الان هم با خواهرم، مرجان و برادرم، قاسم اومديم دانشگاه...البته دانشگاهی که قاسم درس ميخونه..بعدش هم سه نفری ميخوايم بريم صفا  

خلاصه..ديگه ملالی نيست... ..البته فکر کنم!!

 گاهی تظاهر آدمها عذابم ميده..گاهی که به رفتار بعضی آدمها فکر ميکنم، توش  فقط تظاهر ميبينم..چی ميشد که ماها خودمون بوديم؟

امروز اصلا حرفم نمياد  پس شاد باشيد و پيروز..و سرشار از اميد

فريادي و ديگر هيچ .

چرا كه اميد آنچنان توانا نيست

كه پا سر ياس بتواند نهاد.

***

بر بستر سبزه ها خفته ايم

با يقين سنگ

بر بستر سبزه ها با عشق پيوند نهاده ايم

و با اميدي بي شكست

از بستر سبزه ها

با عشقي به يقين سنگ برخاسته ايم

***

اما ياس آنچنان توناست

كه بسترها و سنگ ها زمزمه ئي بيش نيست !

فريادي

و ديگر

هيچ ! 

 

دوستتون دارم...

راستی! ديروز ميخواستم يه کاری انجام بدم..اما انجام ندادم..هنوز نميدونم از انجام ندادنش پشيمون باشم يا نباشم

دلم برات تنگ شده رويا  

در پناه خدا...............