يه سلام  و يه عليک

خوبين؟

يه کوچولو حرف دارم اين بار   بی مقدمه حرف بزنم بهتره نه؟؟ 

خب با حرفای خوب خوب شروع کنم.

همونطوری که خيلياتون نميدونين  بابا جون خودم شنبه اومد پيشمون  انقدر زياد بهمون خوش گذشته که نفهميديم تا امروز چطوری گذشت!! همه چيز عالی بود...جای مامان و علی طبق معمول خالی بود... ... يه عالمه حرف..يه عالمه نکته..يه عالمه صفا  واقعا نميدونم خدا رو به خاطر کدوم يکی از نعماتش شکر کنم!  

پيشاپيش ۱۳ رجب، تولد حضرت علی (ع) رو تبريک ميگم و همچنين روز پدر رو به بابای خوب و عزيز و قشنگ و دوست داشتنی خودم ميتبريکم فراوون  ..و از خدا برای بابای خودم و همه ی باباهای خوب، آرزوی سلامتی دارم... خیـــــــــــــلی دوستت دارم بابايی

با عرض شرمندگی از دادا ی محترم و مکرم ..اين بخش اضافه شد:

يه تبريک خيلی صميمانه و از دل برآيانه () به مناسبت روز پدر برای يکی از بهترين دوستای اينترنتيم...يه دوست و برادر خوب ..يعنی همين دادا امير...اميدوارم وقتی که واقعا پدر شدی، اون موقع هم بهت تبريک بگم......بچه هاتم بهم بگن عمه مريم  ...

اميدوارم هوار سال بعد از اين من به تو..تو به بابات..بچه هات به تو..و الخ تبريک بگم و بگی و بگن... ...(ولی کاش که خودم يادم بود!!)

 

تا يه هفته ی ديگه يه لول از اين زبان کوفتی ( ) تموم ميشه...اينم خوشحالی دوم

 

به زودی و به اميد خدا دوباره هر ۶ نفر اعضای خانواده مون دور هم جمع ميشيم  بعد از زمانی حدود ۱ سال!!...اينم خوشحالی سوم

 

گاهی اوقات ميشه آدم يه حقايقی رو از زندگيش ميفهمه که به اينکه توی اون خانواده به دنيا اومده، افتخار ميکنه البته گاهی هم اشکش در مياد ....من اين دو - سه روزه يه چيزايی از زنديگيمون و از لطفی که خدا توی زندگيمون داره، فهميدم که بيشتر از پيش حس کردم که خانواده م رو خیـــــلی دوست دارم...و مطمئنم که هيچ چيزی رو هيچ وقت به خانواده م برتری نميدم ...اينم چهار

 

در آخر..ديشب خوردم زمين اونم به صورت خيلی وحشتناک  طوری خوردم زمين که گفتم الان هر دو تا دستم و هر دو تا پام شکسته  خيلی وحشتناک بود..اونم وسط خيابون  ... يه لحظه شوکه شدم  دلم ميخواست بشينم زار بزنم  خلاصه وضعيت مسخره ای بود...هنوز که هنوزه دست راستم ميدرده 

برای همين، اين بار کوتاه نوشتم مثلا

نه ديگه پا ميشم اين بار
خالي از هر شك و ترديد
ميرم اون بالاها مغرور
تا بشينم جاي خورشيد
تن به سايه ها نميدم
بسه هر چي سختي ديدم
انقدر زجر كشيدم
تا به آرزوم رسيدم
بذار آدما بدونن
ميشه بيهوده نپوسيد
ميشه خورشيد شد و تابيد
ميشه آسمونو بوسيد
flower.gif

راستی! يه چيزايی توی ذهنم عوض شده!! از بابت اونا خيلی خوشحالم!! خيلی flower.gif flower.gif

از همه ی همه ی همه ی دوستای عزيزی که تا اينجا اومدن () خيلی ممنونم...اين بار ديگه تک تک تشکر نکردم  

دست خدا امانت... flower.gif