سلام... چطوری؟

بنويسم؟  

خيلی خلاصه ميخوام بنويسم.. ميدونيد ..  اين بار هم..  

۱) تو زندگی خيلی چيزا هست که آدم رو تغيير ميده.. مجبورشون ميکنه تغيير کنن.. حتی يه مدت کوتاه.. و اين مدت کوتاه برای من پيش اومد .. اتفاقی افتاد که نبايد ميفتاد.. نميخوام بگمم چی بود... يعنی فعلا  

چيزای جالبی نديدم تو اين مدت.. هنوزم نميبينم .. ولی خو يه جورايی کنار زدمشون... ...

 

۲) يه اس ام اس برای يه نفر فرستادم، بعد از دو هفته، جوابی که داد هنوزم آتيشم ميزنه ... تو حموم بودم که خوندمش  فکرشو بکنيد.. موقعيت هم که عالی  ... منم تا تونستم گريه کردم.

 

۳) دو هفته پيش دوست جونيمو برای دفعه ی دوم ديدم  اون شبا توی اوج اون اتفاقات بود.. دوستيم با دوست جونيم يه جورايی فرق کرد.. هر چند ارتباط نتی مون با هم کم شده يعنی کلا ارتباطمون کمتر از قبل شد، اما رابطمون گرمی خاصی گرفت

 

۴) ديشب يه پرزنتيشن داشتم که خيلی نگرانش بودم.. چون زياد نخوندمش و فقط مطالب رو توش درست ميکردم.. اما بعد از ارائه ش فهميدم که گل کاشتم   از استادم پرسيدم چند بهم ميدی؟   گفت يا نمره ی کامل، يا يه نمره کمتر  کلی کيفم کوک شد

 

۵) دو هفته ست هيچ گونه درسی نخوندم  نميدونم از چی خسته م  صبح ها که ازخواب بيدار ميشم، چشمام همچنان خواب آلوده ست  يه جورايی شبيه آدمای شديدا تنبل شدم.. بدم مياد از اين وضع.. بلکه اين دو تا امتحانی که در پيش هست، دوباره منو بچه درس خون کنه  

 

۶) امروز دوباره خوشحالی داداشمو ديدم  چند روزی ميشه که سيم کارتش خراب شده بود و من موبایلمو دادم بهش که همراهش باشه.. اونم دوست نداشت اين وضع رو.. فکر کرده بود حالا من بيزينسم لنگ ميشه  دلش نميخواست خلاصه.. تا اينکه امروز رفت پيگيری کنه... نااميدش کردن.. که اومد خونه و ديد که سيم کارتشو تو اتصالات جا گذاشته  و رفت بگيره و نيدونم چی شده بود که کارشو درست کردن    زنگ زد خونه و داشت تقريبا جيغ ميکشيد از خوشحالی  اگه داداشمو ميشناختين، ميفهميدين خوشحاليش تا به اين حد برای چيه  

 

۷) امروز حس کردم علی ناراحته.. باهاش حرف نزدم.. اما خيلی اذيت شده اين مدت... ( طولانی ) دلم ميخواست باهاش حرف بزنم.. اما نشد.. 

 

۸) چند روز پيش تولد يکی از بهترين دوست های نتی م بود.. خيلی زياديم تحويلش گرفتم  فقط خواستم اينجا هم بهش تبريک بگم و مشهورش کنم

مريمی تولدت مبارک دو حرفی  

۹) چون دلم نميخواد بازم يه حرفايی بشنوم، قسمت کامنت رو برای اين نوشته حذف کردم  ولی بی معرفت تو اين دنيا زياد پيدا ميشه.. خيلی زياد

 ( چه سوتی باحالی  يادم رفت سيستم نظر خواهی رو غير فعال کنم  .. خب مهم نيست.. نظر بديد  البته ممنون  .. نخندينا  خو يادم رفت  )

 

 

Image hosting by TinyPic

 

ع. ش. ق. نيست