انقدر بهت بد و بيراه گفتم، روم نميشه باهات بحرفم!  
اما اين بار منتظرم خودت بياي پيشم!
ازت توضيح ميخوام...!
خدا جون
تو دلم هي ميگم ببخشيد و هي بهت بد و بيراه ميگما 
خدا عسلي
من تو رو خيلي دوستت دارم 
يه عالم تا فدات ميشم 
يه عالم تا دلم ميخوادت 
اما
اين بار ميخوام من باهات قهر كنم 
آره ناز ميكنم. اگه دوستم داري نازمو بخر .. 
اين بار من كوتاه بيا نيستم 
به زودي بهم نشون بده.. ديگه صبر و تحمل و طاقت و البته حوصله هم
ن د ا ر م.
راستي!
ازت شاكي ام.
برم پيش كي ازت شكايت كنم؟
خدا جونم
ميدونم آخر همه چي اسم مصلحت رو ميذارن روش
اما اين بار كلمه ي < مصلحت > منو توجيه نميكنه
چون كاري رو شروع كردم كه رسما ازت اجازه گرفتم و
جالب اينجا بود كه تو هم دادي.
يادت نره...
اگه رضايتمو جلب نكني،
اسمشو ميذارم...مممم.... حق الناس... 
به گردنته ها 


جيگرتو.  
از طرف
هموني كه فدات ميشه، دوستت داره ، ميپرستت
اما ازت بدجور شاكيه 

ببخشش اگه باهات بد حرف ميزنه... خودتم ميدوني كفر نميگم.. خيليم محترمانه دارم حرف ميزنم 

ميبوسمت يه عالم تا 
با عشق
( دو تا رفیق میشه با هم قهر کنن دیگه.. یکی هم باید بره  منت کشی..  پاشو بیا که بدجوری منتظرتم...)
اینم حرف خودم!