سلام.

اومدم باز..   

* از روزی که با خدا قهر کردم، هر روز روزه گرفتم! دلیلشو خودمم نمیدونم اما میدونم که باید بگیرم! امروز روز چهارمیه که روزه م! نمیدونم کاراش یعنی اومده آشتی یا باز داره گولم میزنه! به هر صورت.. من روزه ها رو میگیرم تا .......................

* میلاد امام علی به شیعیان مبارک.. روز پدر رو به همه ی پسر ها و پدر ها تبریک میگم

** بابا جون خودم روزت مبارک  

** داداشیای من - علی و قاسم - به شما هم مبارک

** دادایی گلم ، به تو هم تبریک

* ما یه دوستی داریم تو دانشگاه که گاهی (‌فقط گاهی هان ) پیشنهادای جالبی راجع به وبلاگم میده. یکیشم همین پیشنهادیه که میخوام امروز بهش عمل کنم.

راستش به جای اینکه از در و دیوار و گل و بلبل بنویسم، حالا میخوام راجع به خودم بنویسم. اما یه خورده متفاوت.. فقط میخوام بنویسم که چی جز علاقمندی هامه و چی جزو نفرت مندی هام!  . اما یه جور دیگه... چیزای دیگه که کمتر میشه آدم بهشون فکر کنه.

خب سخن کوتاه کنم. و برم سراغ علاقمندیهام .. خیلی وقتا چیزای خیلی مسخره و کوچیک آدمو به وجد میاره و گاهی همون ها، آدمو دمغ ( کسل ) میکنه! باور ندارید؟ بخونید:

علاقمندیهای عجیب و غریب من:

- وقتی توی ماشینی میشینیم که بابا م راننده شه، دوست دارم پشت سرش بشینم و از حد فاصل سر بابا و در ، جاده رو تماشا کنم و با بابام صحبت کنم.

- پیاده روی توی ساحل مخصوصا موقع غروب

- دنبال کردن خطوط وسط جاده .. فقط موقع سفر

- نقاشی با مداد رنگی بالاخص کشیدن یه جزیره ی کوچیک با یه نخل وسطش و یه قایق هم کنار جزیره! همین

- کل کل کردن و سر به سر دیگران گذاشتن جزو مهمترین علاقمندی های منه

- خرید شامپو و لوازم اشپزخونه

- دوچرخه سواری توی جاده ی خاکی ( این عشق دوران بچگیم بود )

- سرمو بذارم روی پای خواهرم و بخوابم.. توی همین راستا، پیش بابا خوابیدن از مهمترین و ارزشمندترین موهبت ها و علاقمندیهامه.

- تا صبح بیدار نشستن و توی نت بودن! به طرز وحشتناکی اصلا خسته م نمیکنه!

- یکی از استادای دانشگاهمون.. آقا توپولی خوشگله

- Dell خودم

- استفاده از slang ها زبان انگلیسی

- فکر کردن راجع به خدا و حرف زدن باهاش

- لوس کردن خودم برای بابا م!!!!!!!!!! به شدت

- با خودکار بنفش نوشتن

- سایه ی چشم که اکلیلی باشه!!  

- در و دیوار اتاقم پر از عروسک باشه که عروسکاش هیچ کدوم نباید طرح صورت آدم باشه! خرس و سگ رو ترجیح میدم

- مسافرت های از پیش تعیین نشده.. ( مثل همون مسافرت ۳۰ ساعته به مشهد که تصمیمش بعد از عروسی یکی از دوستای مامانم گرفته شد! توی مدت زمانی که داشتیم از عروسی برمیگشتیم خونه!!‌)

- لهجه ی ابادانی

- اختراع (!) و استفاده از فحش های مودبانه!  مثل قورمه سبزی!

- توی رستوران جایی بشینم که بتونم بیرون رو هم تماشا کنم!

- صحبت کردن راجع به ایران ( نه سیاسی ) توی یه جمع غیر ایرانی

- استفاده از لیوان یه بار مصرف برای نوشیدن آب

- یکی از دوستام که وقتی منو میبینه جیغ میکشه و آشم میکنه!

- اجازه گرفتن از خواهرم برای خوردن نوشابه ( 7 up )  ( کلی حال میکنم وقتی میگه نه و منم مث گربهه تو شرک نگاش کنم!)

- داشتن کلکسیون شمع

- بغل کردن نی نی کوچولو که ونگ ونگ هم نکنه

- درخواست جوجو کباب توپول از بابا

- پرزنتیشن دادن به شرطی که خواهرم و دوستش توی جمع نباشن

- نوشتن ( قبلنا داستان مینوشتم و متن ادبی!‌ خیلی کم.. همونم فراموش شد )

- موی بلند برای پسرها

- پسرای سوسول  بدون ریش و سیبیل!

- روی ملت اسمای خاص بذارم  مث دادایی.. هوویی.. نی نی هی... از این حرفا  ( دوستشونم دارم )

- چت کردن با نی نی هی  ( جیگملتو ) .. با اون رنگای رنگین کمونیش و گل منگولیش  .. خنگولی گفتنش + ای جان  

همینا فکر میکنم کافیه.. زیاد به خودم فکر  نکردم.. چیزایی که یادم اومد رو نوشتم فقط

نفرت مندی هام کمتر از علاقمندی هامه:

- توجیه الکی واسه کاری آوردن

- تو ذوق زدن موقع ابراز علاقه به هر کس

- سر هر چیز الکی چونه زدن

-خوابیدن

- بالا رفتن از پله

- خرید رفتن با خانوما

- خانوم های عشوه ای

- ونگ ونگ بچه

- همسایه مون

- لباسای پاکستانی و هندی ( جز ساری های خیلی خفن خوشگل ) .. که شلواراشون مث شلوار سندباد می مونه

- انتظار

- فرش واسه آشپزخونه!!!!!!!!!!!!

- حمام رفتن

- پرکردن ظرف شکر

بازم هستن.. اما روش فکر نکردم زیاد.

 مرسی ایده‌!

کلی خودم حال کردم با این ایده های بکر و ناب ت!

 

توپ توپم! 

شاد باشید.. میام باز.. اما شاید مث قبل نه!

فعلا... دست اونی که باهاش قهرم، امانت