*
اونقدر قوي باش

اونقدر مطمئن و محكم باش
كه كله گنده ها، واسه شكست دادنت، هر روز نقشه هاي جديد بكشن!
اونوقت!
نكته ش اينجاست:
تو هم شكست نخوري و هر روز قوي تر بشي!

حرفم سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، خانوادگي و شخصي هست!
لطفا" برداشت هاتون رو براي خودتون حفظ كنيد.



*
واقعا" ميگما!
85 يعني نحس! يعني نحسي تموم ميشه يا قراره 86 هم ما رو آدم كنه؟

*
هر كي ميخواد هر چي بگه! ميخوام هر چي دلم ميگه بنويسم. اصلا ميخوام هر وقت دلم ميخواد بنويسم. مهدي يه حرف خوبي ميزنه!‌( حالا اين مهدي كي هست به كسي چه؟ يا مثلا" اگه مهديه بود فرق ميكرد؟! آره! ميكرد! ) هان ميگفتم! مهدي ميگه نوشتن واسه فراموش كردنه نه به ياد آوردن! خيلي وقتا شده واسه ديدن همين يه دونه جمله كه آخر وبلاگش ميپره جلوم، ميرم تو وبلاگش!

*
يه سرماي الاغي خوردم كه حالم شديدا" توي قوطيه. وگرنه سر حاله سرحالم و قبراق. ماشالله
يكي از دوستاي نتيم سرما خورده بود.. منم بهش ميگفتم اينو بخور.. اينو بپوش.. مراقب باش.. ال كن.. بل كن.. امشب وقتي فهميد سرما خوردم اومد همونا رو گذاشت كف دستم!

اينجاست كه ميگن گهي زين به پشت و گهي پشت به زين! (‌فكر كنم فردوسي فقيد اين بيت رو متصاعد فرمودن )

*
همه داريد ميريد مسافرت ديگه؟
اون موقع ها واسه سال تحويل هيچ وقت خونه نبوديم.. و در نتيجه سفره هفت سين هم نداشتيم. اما ماهي داشتيم گاهي.. يادمه يه سال سال تحويل بندرعباس بوديم. كنار ساحل كه سال تحويل شد.. كشتي ها هم از خودشون ذوق خارج كردن! اونم با صدا! يعني بوق ديگه.


*
يه آهنگ خوشگل هم گوشيدم متنش اينه



 When I am down and, oh my soul, so weary
When troubles come and my heart burdened be
Then, I am still and wait here in the silence
Until you come and sit awhile with me.

You raise me up, so I can stand on mountains
You raise me up, to walk on stormy seas
I am strong, when I am on your shoulders
You raise me up... To more than I can be.
 


*
من در امر پيچوندن ملت استادم!
مشاوره ي رايگان هم ميدهيم! ( يه بيزينس وومن ه خوب اونيه كه خصلت هر مليتي رو بدونه و مطابق اون بيزينس كنه.. و من هم چون خيلي خوبم، ميدونم هر جا نوشته باشه " رايگان " ، " Free " ، " مجانا " يهو ديدي ملت صف كشيدن! واسه " special offer " يا " عرض خاص " هم ميشه يه صف در نظر گرفت! )

*
از چي رسيدم به چي!
يه كلام!
نوشتن مث آبه كه رو آتيش ميريزي!
مخصوصا وقتي جوري كه دلت ميخواد بنويسي! واسه اولين بار اين منم كه دارم اينجا مينويسم! احساس قشنگيه!

*
دلارام بالاخره ني ناي نا ناي كرد! ( بالاخره؟! يه روزه اومده تازه!
)

*
دستمال كاغذي نشو كه باهات دماغ ( بيني!‌)‌ رو صفا بدن! و آلودگي بمونه روت و بندازنت دور!
لااقل دستمال آشپزخونه باش كه بشه آلودگي رو از روت پاك كرد!

اين رو ديگه مطمئنم خودم متصاعد كردم!
آثار سرماخوردگيه.. چون دستمال ميخوام الان!


خب ديگه بريد خونه تون. باي باي