من نباید به کسوف چشمان مهربانت می نگریستم
از شور زیبایی آن کسوف
تمام دنیا... به یکباره در هاله ای از غبار فرو رفت
تصویر روشن آن نگاه
جان مرا تا ابد می کاود
چرا من باید به آن کسوف بی رحم و زیبا می نگریستم؟
چرا فقط من باید تا ابد تصویر آن هزار چلچراغ را
با خودم
به میعاد آینده موهوم می بردم؟
چرا من؟...چرا؟