My Word, My World

Write about how my life changes

این ترم با یکی از استادام سه تا درس دارم! و هر روز (شب ) هم باهاش کلاس دارم.
امشب هم باهاش کلاس داشتم و وقتی کلاس تموم شد و داشتم از پله ها میرفتم پایین، یکی از دوستام رو دیدم و توی پاگرد، وایسادیم و شروع کردیم به حرفیدن. که همون استادمم یک دقیقه بعدش داشت از پله ها میومد پایین.
به من که رسید، یه مکث کوتاهی کرد، و گفت:
Inshallah I'll go to Mashhad in coming month! Definately I'll go there- Directly from Dubai to Mashhad.
من:

Inshallah Sir! pray for me, 2.

و این است My Endless story








نوشته شده در دوشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٦ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات () |

Design By : Mihantheme