امروز ساعت 5 دوستم زنگ زد گفت پاشو بیا دانشگاه.
منم رفتم.
سر راه، دو قدمی دانشگاه یه نیمچه رستوران هست، تصمیم گرفتم دو تا آب آووگادو ( avocado juice ) بخرم و ببرم. همینجوری گفتم دوستم رو تحویل بگیرم. خلاصه گرفتم و اومدم دانشگاه و به دوستم دادمش. یهو جو گرفتش و گفت اوووووووه! مریم! چه کردی و فلان! و خلاصه اونقدر خوشحال شد که دیگه داشت گریه ش میگرفت!!

میخوام یه نتیجه از حرفم بگیرم!
5 درهم (قیمت اون آب آووگادو) اونقدر کم ارزشه که تقریبا" میشه گفت هیچی نیست! اما همون، اونقدر دوستم رو خوشحال کرد که حد نداشت! روزشو ساخت به عبارتی!
گاهی بد نیست اینجوری دل آدما رو شاد کنیم! متعاقبش خودمونم شاد میشیم.
آره مادر!!

پ.ن:
از ایرانی هایی که عبا میپوشن و عربی حرف میزنن و نمیشه تشخیص داد پاکستانی ن یا عرب ( ایرانی بودنشونم که پیشکش!)، به همون اندازه بدم میاد که از قرمه سبزی متنفرم!
آخه نمیگن آدم داره دو کلمه حرف بد (فحش ) میزنه، متوجه نمیشه طرف ایرانیه و فارسی بلده!
اه!