2 دسامبر، عید وطنی ( national day ) هست. همه ی شهر چراغونی شده.. خیلی از ماشینها با پرچم امارات تزئین شده و بعضی ها هم عکس شیخ ها رو چسبوندن روی ماشین و به هر صورت جشن گرفتن. خیابونا شلوغتر از قبل شده و شهر، جوون پسند و پر از شلوغی ای که خستگی نداره! ( چون همیشه ترافیک هست و ملت خسته از شلوغی و ترافیک)
جالبن.


***

تازگیا.. چند ماهی میشه.. هر چی فکر منفی از ذهنم میگذره، اتفاق میفته و رنگ حقیقت به خودش میگیره! ( البته نه هر چی هان! یه چیزایی که آدمو قلقلک میدن!)
خدا جون.. چاکریم.. دست از سر ما وردار.. اگه میخوای هر چیزی رو به حقیقت برسونی، از اون خوب خوباش رو تعبیر کن که یه کمی دلمون شاد بشه!

***

وقتی میدونی خونده میشی، نمیتونی حرف بزنی..
انگار یکی گلوتو گرفته و داره فشار میده!
فکر کنم باید به فکر یه خلوت باشم که کسی توش مریم رو نشناسه!


***

دست خدا امانت..