بهش میگم: پول بیشتر همراهت بردار!
میگه: میخوام برم فوتبال! نمیخوام برم دیسکو، شاباش بدم که!



از آلبوم: بابایی
دکلمه با صدای پرویز پرستویی

يادت هست بابايي
از سپيدار هاي كنار راه كه با باد ميرقصيدند گفتيم
از كاج هاي كوچك خشك شده ي كنار نارون پير
از ارديبهشت عشق و از سهراب
از سهراب كه گفتم
گفتي ميخواهي دلم را بشكني و گريه ام بيندازي
گفتم به خدا نه
گفتي در اين صبح قشنگ نميتواني از زخم ها نگويي
بابايي ه من!!
از غزل بگو
نكند از ياد برده اي آنهمه قول و غزل را؟
گفتم اين خورشيد عالم تاب خيلي خوب ميداند كه عشق با كوله باري از غزل به خانه ي دل من مي آيد
گفتي
تو ماه را دوست نداري بابايي؟
گفتم
خيـــــــلي دوستش دارم
گفتي
از ماه آسمان دلت بگو
گفتم
براي اينكه از ماه تمام دلم بگويم بگذار دمي و درنگي ببينمت!
پرده ي توري را كناري زد و من ديدمش
همان ماه من بود
كه ميخنديد
خنديدم و قلم برداشتم و به يادگار
بر روي ستون سنگي نوشتم:
موسم اندوه كه ميرسد ماه را نگاه كنيم!
و همانجا نشستم و يك دل سير ديدمش!!
ديدمش!!
ديدم!!




اینم لینک دانلود:
بابایی-پرویز پرستویی