سلام
الان انقدر کیفم کوکه که خدا میدونه.
امروز سومین روزیه که هوا به طرز اعجاب آوری خنک شده و حتی میتونم بگم احساس سرما هم میکنیم!
دیشب هم بارون اومده اولین بارون زمستونی توی عجمان
3 روزه رسما" کولر رو روشن نمیکنیم هر کسی بره سمت کولر، من اول چراغ میزنم، بعد آلارم میدم، بعد جیغ میکشم!!
امروز برای کاری باید میرفتم بیرون. بنابراین صبح ساعت 9 بیدار شدم از خواب و بعد تا ساعت 10 همراه برادرم رفتم و اونم منو توی محل مورد نظر پیاده کرد و خودش رفت. منم کل کارم 10 دقیقه نشد انجامش! (که در نوع خود بی نظیر بود) و بعد اومدم بیرون دیدم نم نم داره بارون میاد. دلم نیومد سوار ماشین بشم و برگردم خونه! یه کمی قدم زدم بعد به سرم زد برم کنار دریا.. با تاکسی رفتم اونجا و یه عالمه پیاده روی کردم کنار ساحل
بعد که یه کمی خسته شدم (بعد از 30-40 دقیقه) نشستم اونجا و قرآن خوندم!
( با چند تا از بچه ها قرار گذاشتیم قرآن رو ختم کنیم! منم قرار شد جز 7 رو بخونم) اولین بار بود کنار دریا قرآن میخونم! ( سوره ی مائده) یه حس عجیب و قشنگی داشت. آدمو میگیره توی خودش.. صدای امواج هم کنارش.. آسمون ه ابری و گرفته هم فضا رو قشنگتر کرده بود.
و بعد برگشتم خونه.
اونقدر بهم صفا داد.. اونقدر بهم چسبید.. که الان با همه ی وجودم دارم زندگی رو استنشاق میکنم!
من الان از همیشه خوشحالترم!


امیدوارم رحمت خدا همیشه اینطوری شامل حالمون بشه.
دست خدا امانت