سلام. خسته نباشید.

خب دیگه تابلوئه میخوام از جیتکس بگم.

 

 

 

 Gitex و یا (نمایشگاه فناوری اطلاعات خلیج) Gulf Information Technology Exhibition

دیروز و طی یک توفیق اجباری رفتم اونجا.به نظرم به هزار بار دیدن هم می ارزه. شرکت های مختلف الکترونیکی اونجا حضور داشتن- از جمله Apple, Dell, hp,  Samsung, Sony Erricson و خیلی شرکت های دیگه که محصولاتشون رو عرضه میکردن. ایران دو تا غرفه داشت یکیش به طور مشترک با چند تا شرکت دیگه بود و یکی دیگه ش هم سی دی های قرآنی و فقهی و اینا معرفی میکرد (شرکت نور)

به طور خیلی خلاصه بگم که اونجا محل تجمع برندهای مشهور و غیر مشهور و جدید و قدیم لوازم الکتریکی هست - و حتی سایت علی بابا www.alibaba.com هم اونجا غرفه ی مخصوص به خودش رو داشت-

زمان برگزاری 19-23 اکتبر هست و فقط امروز و فردا از این زمان باقی مونده که فردا تا ساعت 5 عصر بیشتر اونجا نیست. مکانش هم Trade center هست توی خیابون شیخ زاید. هر کسی نرفته هنوز، حتما بره مخصوصا اونایی که بیزینس لوازم الکتریکی دارن براشون خیلی خیلی خیلی سودمند ه و با محصولات روز دنیا آشنا میشن.

من خودم کلا به نمایشگاه علاقه دارم و دیشبم که رفتم اونجا حواسم خیلی به اون شرکت ها بود و خیلی کاتالوگ از شرکت هایی که مدنظرم بود آوردم که بخونم و هم بیشتر آشنا بشم با محصولاشون هم اینکه یه چیزی یاد بگیرم و یه جورایی به درد بعدا هم میخوره! فقط اگه اونجا میرید تنها نرید. حتما با یکی برید که باهاش رو در وایسی ندارید و یه جورایی پایه ی اینجور نمایشگاهها هست. چون تنها برید خسته میشید و زود میاید بیرون. اما اگه با یه نفر همراه یعنی پایه برید نه تنها خسته نمیشید و بلکه کلی هم کیف میکنید. البته من که تنها بودم حالا مامان بیاد ایشالله تصمیم دارم ببرمش جیتکس. راستی راستی وقتی میرید اونجا Business Card یادتون نره. وگرنه اجازه ی ورود بهتون نمیدن. ورودیشم برای یک روز 40 درهمه.

 

Maniii* My Mother* My Heart* My Love* My Life

مامان داره میاد و اولین باره که من قراره تنها برم استقبال کسی (البته همه کَس). دیشب تا صبح خواب میدیدم که توی آفیس خوابم برده و نرسیدم به فرودگاه و همه ش توی خوابم استرس بود! اما امروز و تا نیم ساعت دیگه ایشالله راه میفتم به سمت فرودگاه و چشم انتظار مامانی می مونم.

حالا که اینجا رو نمیخونه تا برگرده ایران. میخوام بنویسم قبل از اینکه بدونه و بخونه! میخوام  (و میخوایم) حسابی خستگیش رو در بیاریم. ببرمش جیتکس. کنار دریا. یه چادر (tent) خریدم مخصوص اینکه ببرمش کنار دریا و مامان بره توش با خیال راحت بشینه و عشق کنه تا هر موقع که دلش خواست اونجا باشیم. نه گرما اذیتش کنه و نه حشره های احتمالیه رمل! میخوام این بار خستگیش رو از سلول های بدنش بکشم بیرون و مامان شیطونم رو بهش انرژی بدم. همون انرژی ای که از اومدنش به همه ی وجودم وارد میشه، میخوام کاری کنم که منم اون انرژی رو برای مامانم داشته باشم.

پس پیش به سوی پروانه شدن برای گشتن دور شمع وجودی مامان قلب

 

* این پستم یه جورایی خیلی خاص شد برای اونایی که امارات زندگی میکنن.

و خیلی خاصتر برای مامانم!

 

من این روزها رو دوست دارم و دوست خواهم داشت.. با طعم حضور مامان و بوی خوشبختی و طراوت شادی..

 

O' My Lord

Sincerely Loving You

 

قلب