دیروز صبح با عجله از خونه اومدم بیرون. یه بویی توی فضا پخش بود. یه بویی مث بوی طراوت- خنکی- نم- یه بوی عجیب که یک سال بود حسش نکرده بودم. پامو از در ساختمون گذاشتم بیرون!‌ وااا؟ چرا اینجا خیسه؟‌ دهه!‌توی کوچه هم خیسه!‌ رسیدم به ماشین. مااااااااااااااا هیپنوتیزم قطره های آب روی ماشینه. وای تازه ست!‌ آخ جون بارون!!

و اینجوری بود که اولین بارون پاییزی توی کشورِ ١٠ ماه تابستونِ(!!) امارات بارید.بغل

 

گل نازم بگو بارون بباره .. که چشماتو به یاد من میارهقلب

قلب