داستان رانندگی

* یکی راهنمای راست رو میزنه و میره چپ!

* یکی بیخودی توی لاین سرعت در صورتی که هیچ ماشینی و یا مانعی جلوش نیست، ترمز میگیره!

* یکی میخواد به چند نفر پیاده راه بده که از خیابون رد بشن و میزنه روی ترمز،‌اما فلشر نمیزنه که ماشین پشتی متوجه بشه که طرف وایساده و نمیدونن ماشین پشت سری داره با سرعت میاد! ‌حتی به قیمت اینکه از پشت بزنن به ماشینش و الکی یه تصادف ایجاد شه میخوان فداکاری کنن!!

* یکی پشت چراغ که هنوز روی زرد ه که بعدش سبز بشه، دستش رو میذاره روی بوق و ول کن نیست! بابا لامصب هنوز سبز نشده و پلیس اگه ببینه رد میشی حسابت رو میرسه!

* یکی از  لاین زرد که ممنوعه، با سرعت رانندگی میکنه و ترافیک رو پشت سر میذاره و حالا میخواد به زور ازت راه بگیره!‌از تویی که دو ساعته توی این ترافیک موندی و حالا باید به راحتی جات رو بدی به طرف!

* یه نفر توی لاین سرعت با ٧٠-٨٠ تا سرعت میره و هر چقدرم صبر کنی تا خودش بفهمه که اینجا لاین سرعته و هر چقدر هم بعد از نفهمیش بهش چراغ بدی، بازم توی جهل خودش میمونه و توی اون لاین با همون سرعت رانندگی میکنه!

* یه نفر میبینه جلوت ماشینه ها،‌ اما از پشت هی چراغ میده که برو کنار!!‌ آخه آی کیو اگه جا داشت خودم میرفتم!

خلاصه بساطیه واسه خودش. من که به جای اینکه حرص بخورم از حماقت بعضیا خنده م میگیره. یکی اونقدر با غرور رانندگی میکنه که فکر میکنه خیابون و جاده و کل کشور به اون تعلق داره و هیچ کس دیگه هم توی خیابون نیست و بقیه در و دیوارن، بعضیا هم اونقدر هول هولکی رانندگی میکنن که همون استرس داشتنشون باعث تصادف میشه و بعضیا هم اونقدر خونسرد و لاک پشتی رانندگی میکنن که آدم دلش میخواد با قفل فرمون‌ (که ما اینجا نداریم و استفاده نمیکنیم به لطف خدا نیشخند) بره سراغشون و حالشونو جا بیاره! نیشخند ( اصالت ایرانی رو داشتین؟ عینک) البته این بین هستن کسایی که خوب رانندگی کنن!!‌‌(قهقهه خیلی پر رویی میخواد اینجوری نوشتن نیشخند اما خب برای رعایت اصل یک کلاغ،‌چهل کلاغ و یا شور کردن بیشتر این آش،‌ این پاراگراف آخر رو نوشتم نیشخند وجدانا" وضع اینقدرم خراب نیستااا نیشخند میخوام زحمات شیخ زاید خدابیامرز رو از بین ببرم شیطان نیشخند )

 

از روز اولی که گواهینامه گرفتم و از همون روزایی که پشت فرمون (اصطلاحه دیگه!) نشستم و راننده شدم،‌ بابام یه صحبت خوبی باهام کردن. گفتن که رانندگی هم فرهنگ ه و هم هنر! جوری رانندگی نکن که بهت بگن بی فرهنگ. دقیقا"‌یعنی جوری رانندگی نکنم که این چیزایی که بالا نوشتم به خودم برگرده! ( حالا خدا میدونه من جزو کدوم یکی از این دسته هایی که خودم نوشتم هستم!‌نیشخند )

 

داشتم میترکیدما نیشخند خب انقدر این چند مدت اخیر توی ترافیک مونده بودم و این چیزها رو به صورت زیر پوستی و رو پوستی حس کردم که دیگه نشد بیان نکنمنیشخند ببین اگه نمیگفتمم میگفتن طرف لال ه نیشخند