امروز از صبح که چشمام رو باز کردم گفتم امروز روز خوبیه.

امروز از صبح که بیدار شدم لبخند روی لبمه.

امروز در درونم غوغاست و نوید دهنده ی یک روز عالی.

امروز خوشحالم. خوشحال و خوشحال

برای این خوشحالیم هم دنبال دلیل نیستم.

امروز قشنگه. نیست؟

 

من معمولا ٨ صبح که از خواب بیدار میشم دیگه تا ١٢-١ شب نمیخوابم. و هم سرکار میرم و هم دانشگاه. ۵شنبه با دوستام بودیم (بعد از کلاس) و من داشتم یه چیزی میگفتم و میخندیدم. که یکی از دوستام(و همکارم) گفت:‌ "ماشالله مریم چه حالی داری ١١ شب میخندی!!"

نمیدونم چرا اما از خودم خیلی خوشم اومد. اینکه ١١ شب هم (حتی) میخندم!

واسه م زندگی قشنگه و امیدوارم دیدم هیچ وقت عوض نشه.

به قول مامانم مثب فکر کن. مثبت صحبت کن. و مثبت عمل کن. از خود راضی

 

برای مامانم:قلب

به شما و بابا افتخار میکنم. وقتی ازتون پیش کسی صحبت میکنم هم برق تحسین رو توی چشمای مخاطب میبینم و هم خودم پر از غرور و خوشبختی میشم. قلب نه یک بار- نه دو بار- بارها و بارها اتفاق افتاده که از افتخارات زندگیم (مامان و بابام) ازم پرسیدن و این حس ها درونم تکرار شده.قلب

 

برای خدا: قلب

شکرت- دوستت دارم و قدر همه ی خوب هایی که بهم دادی و بد هایی که ازم دور کردی رو میدونم و ممنونم برای همه چیزش.

 

امروز روز دیگریست. قلبقلب

 

شاد زی مهر افزون

دست خدا امانت