سال ٨٧ داره آخرین نفس های خودش رو میکشه و سال ٨٨ داره با قدرت رخ نمایی میکنه.

حیفم اومد پست قبل رو برای خداحافظی با سال ٨٧ تلقی کنم.

موارد مهم سال ٨٧ رو از دریچه ی خودم و زندگیم مینویسم:

+‌سال ٨٧ سالی بود که ایران نرفتم!‌

+ سال ٨٧ برای اولین بار تجربه ی سر کار رفتن ( و حقوق گرفتن!) رو تجربه کردم.

+ سال٨٧ شغلم رو عوض کردم و شدم مدیر بازرگانی یک شرکت

+ سال ٨٧ Labor card گرفتم*

+ سال ٨٧ لیسانس مدیرت بازرگانی BBA رو تموم کردم

+ سال ٨٧ فوق لیسانس مدیریت بازرگانی MBA رو شروع کردم

+ سال ٨٧ گواهینامه گرفتم

+ سال ٨٧ ماشین خریدم

+ سال ٨٧ دوستانی پیدا کردم (توی دانشگاه) که از دوستی باهاشون پشیمون نشدم هیچ وقت

+ سال ٨٧ خوبی های دیگری هم داشت..

 

*

Labor Card (اجازه ی کار در کشور امارات)

 

در کل سال 87 یک نقطه ی عطف بود توی زندگیم. سالی که مسیر زندگیم رو مشخص کردم و تجربه های قشنگی کسب کردم. تجربه هایی که برای هر کدومش زمان صرف شده و وقت و انرژی و من خوشحالم که تجربه های قشنگی بود. سال 87 بهم یاد آوری کرد و یادم داد که باید مسیر آینده م رو با دقت بررسی کنم. بعد از تجربه های مختلف کاری، بعد از پیشرفت تحصیلی و بعد از توانایی هایی که توی خودم دیدم و شناختم، حالا و در آستانه ی سال 88 میدونم چه کاره ام. میدونم میخوام به کجا برسم و میدونم از زندگی چه توقعاتی دارم.

امیدوارم با اتکا به خدا و پشتوانه ی همیشگی پدر و مادرم و تلاش خودم به همه ی چیزهایی که خودم فکر میکنم لایقش هستم برسم و تکاپو جزو جدا نشدنی زندگیم باشه.

 

امیدوارم همه به هر موقعیتی که فکر میکنن لایقش هستن برسن و سالی پر از شادی و نشاط و موفقیت رو شروع کنن.

 

سال نو مبارک..