روز چهارشنبه در حالی که ساعت ۶.۴۵ دقیقه ی صبح بود از خونه به مقصد محل کارم زدم بیرون..

به جای کولر،‌ اینبار پنجره رو باز کردم- ووه!‌ هوا نگو "مّامّان!" قلب

وقتی توی جاده هم هیچ کس نباشه میتونی کورنیش رو با سرعت ١٠٠ تا بری هیپنوتیزم نیشخندو هوای خنک که از روی دریا میاد،‌ میخوره به صورتت و تو کیف میکنی!

یعنی محشر بود هوای صبح گاهی- البته این وضع تا ساعت ٧:١۵ بیشتر دوام نیاورد و دوباره آفتاب سوزان شد نیشخند. اما همین هوای خنک و ملس نوید اومدن پاییز رو داد قلب چون تا هفته های پیش، حتی شب هم هوا داغ بود! نیشخند

خلاصه که هوای خنک و سرعت مناسب نیشخند و جاده ی خوب و موزیک فرح بخش!- جای یک دوست ناباب و زغال خوب هم خالی گاوچران نیشخند

 

دست خدا امانتبامن حرف نزن