امروز خواستم یه حالی به حول آفیس بوی که یک عدد هندی میباشد بدم. یه لواشک بردم دادم بهش!! نیشخند وقتی میگرفتش گفت چیه این؟ با یه حالتی هم نگاش میکرد که انگار داره یه موجود فضایی رو نگاه میکنه خنده گفتم ما بهش میگیم لواشک نیشخند گفت چی؟ "لیشکه؟" خنده بعد گفتم نه! لواشک! تا کلی تکرار کردم و بالاخره یاد گرفت اما آخریش که دیگه یاد گرفت "لواشکه" بود خنده (نمیدونم اون "ه" رو از کجا آورد؟نیشخند

خلاصه بهش یاد دادم که چطوری بخوره که بهش حال بده خنده (که دیگه همه استادید خنده)

بعد از یه ربع که همچنان مشغول سر و کله زدن با "لواشکه" نیشخند بود خانومش از هند زنگ زد و اونم داشت پشت تلفن براش تعریف میکرد که چی شده امروز و غش غش میخندیدخنده (البته اینا رو خودش بعد از تموم شدن تلفنش بهم گفت که کی بوده و چرا میخندیده خنده)

بعد که از اتاقش اومد بیرون گفت خانومم میگه مزه ی "لواشکه" نیشخند مث یه میوه ی هندی می مونه که فقط خانوم های باردار میخورن!! قهقهه

(دقت دارین که؟ لواشک رو آقاهه خورده، خانومش راجع به مزه ش نظر میده خنده حتما" آفیس بوی امون خیلی قشنگ تونسته حق مطلب رو ادا کنه! خنده)

 

 

 

الانم رفته ناهار! وقتی برگشت ازش میپرسم ببینم اسم "لواشکه" یادش مونده یا نهنیشخند