همیشه این دو مورد از علایقم بوده ( و هست)

١. وکالت بخونم و یک وکیل باشم!

٢. مهماندار هواپیما باشم!

ولی نمیدونم چرا هیچ وقت هیچ کدوم از این دو تا رو نه بهش فکر کردم و نه اصلا تلاشی برای رسیدن بهش کردم.

 

البته به قول بابام، هنوز برای هیچ چیزی دیر نیست.

با یه مدرک توی جیب چپ و راستت میشه راحت تر تصمیم گرفت!‌ چشمک

 

مهماندار هواپیما رو حتی از وکالت هم بیشتر دوست دارم نیشخند یا حالا مهماندار نشد،‌ یه کار توی فرودگاه نیشخند یا اینم نشد، دیگه کم کم کار توی آژانس توریستی قلب کلهم هر چیزی که ربط داشته باشه به مسافرت هوایی! قلب هتلداری هم دوست دارم نیشخند شایدم یه روزی اسم هتلم رو گذاشتم .... راستی چی بذارم اسم هتلم رو؟ سوالخنده

اینا چیزی نیست که نشه بهش رسید- اصلا درحدی نیستن که یه اسم بزرگ به اسم آرزو -که هیچی ندارم- روش بذارم!! نیشخند- شاید دلم خواست و براش تلاش کردم- شاید! نیشخند