صبحانه یکی از مهمترین وعده های روزانه ست!‌ یادم میاد مدرسه که میخواستم برم به زور مامان میشستم چند تا لقمه سر هم بندی میکردم و بلند میشدم. خلاصه الان که از مامان دوریم،‌ نماینده ی رسمی سازمان مامان یعنی خواهرم این مسئولیت خطیر رو به عهده داره و هر شب که میرم خونه سفارش میکنه صبحانه بخور و آمار صبحانه ی صرف شده ی اون روز رو ازم میگیره و خدا نکنه که من چیزی نخورده باشم!‌نگران  خنده  به همین دلیل چند وقتیه تصمیم گرفتم حتما" صبحانه رو بخورم..برای همین به میل و اشتهام نگاه کردم و چی انتخاب کردم برای صبحانه؟؟ بعله! "هویج"‌و "گوجه فرنگی"‌ ‌ نیشخند صبح زود ( یعنی ساعت ٧ نیشخند ) در حالی که توی ترافیک ناز و مامانی زبان چرت میزنم نیشخند،‌ یه گاز هم به هویج میزنم و بنابر موجودیت،‌ به گوجه فرنگی هم شبیخون میزنم و اگر امکانش بود به ناهاری که خواهرم تدارک دیده هم یک عنایتی نشون میدم خنده

خیلی می چسبه!‌ کلا" خارج از قوانین و چارچوب قدم زدن خیلی دل نشینه!‌ خنده خواب هم که به کلی از سرم میپره! خنده