حالا دیگه مینویسم.. خیلی راحت تر - بدون استرس که یه آشنا اینجا رو ببینه و بدونه سانسور خودم!

توی حالت عصبانیت بودم که این تصمیم رو عملی کردم!‌ اما اصل تصمیم برای خیلی وقت پیشه!

روزها دارن میگذرن و من همینجوری بدون اینکه کاری کنم همراه با جهت باد حرکت میکنم بدون اینکه حتی باد اون جهتی بوزه که من میخوام!

کار زیاد دارم البته توی ذهنم اما اینکه از کجاش باید شروع کنم و چی اولویت داره،‌ الله اعلم!

میام بازم.. گرچه انگار اینهمه سال که نوشتم،‌صفر شده و همه چی از اول شروع میشه! اما مهم نیست.. مهم منم و تصمیمی که گرفتم!