بابایی..

از روزی که رفتی ایران، مزه ی انبه رو هم با خودت بردی

همون انبه هایی که با عشق هر روز برام میخریدی  و انصافا که عجب مزه ای داشتن

حالا که رفتی،‌ از همون روز، و همون انبه ای که خودت بار آخر خریدی،‌ دیگه هیچ کدوم اون مزه ای رو نداره که وقتی کنارت می نشستم و میخوردم رو میداد

دوستت دارم

 

 

شما که نمیخونی اینجا رو.. اما بیا قلبم رو بخون.. ببین چقدر دوستت دارم و چقدر بهم آرامش میدی.. همه ی دنیا رو با یه لحظه توی بغلت خوابیدن عوض نمیکنم.. بابایی من