از کفر من تا دين تو راهی بجز ترديد نيست

دل خوش به فانوسم نکن اينجا مگر خورشيد نيست؟

با حس ويرانی بيا تا بشکند ديوار من

چيزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من

بی جستجو ايمان ما از جنس عادت ميشود

حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود

با عشق آنسوی خطر جايی برای ترس نيست

در انتهای موعظه ديگر مجال درس نيست

کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن ميشود

چيزی شبيه معجزه با عشق ممکن می شود!!!

( نه بابا؟)

چه خوشگل...چه خوشگل..چه خوشگل بيدی امشب!!