God is the Greatest

سلام.

من واقعا با همه ی وجودم به تایتلی که برای نوشته ام انتخاب کردم اعتقاد دارم. الله اکبر، خدا بزرگتر است یا هر چیزی که با هر زبونی بخوایم تفسیرش کنیم!

این روزها منتظر بودم که یه تغییری توی زندگیم ایجاد بشه. و دیشب خوابی دیدم که میتونم بگم مطمئن شدم که این تغییر رخ خواهد داد.

وقتی میبینم یکی از دوستام بهم میگه که از زمان دوستی با تو، نعمت و برکت توی زندگیم پیش اومده ( فقط یک نقل قوله. صحت و سقم این قضیه به دوستم بستگی داره که راست گفته یا تعارف بوده)، وقتی یکی میگه خدا خیلی دوستت داره، وقتی میگم توکلت علی الله، واقعا" این کار رو میکنم!

دیشب خواب دیدم که با دو تا از دوستام و توی ماشین خودم و توی یه غروب قشنگ جایی پارک کردیم که من اول توی خوابم نمیدونستم کجاست. بعد حین اینکه صحنه ی خوابم داشت میچرخید رو به دوستم گفتم: "من میرم واسه شکرانه ش توی حرم نماز میخونم" و با چشمای خودم دیدم حرم امام رضا رو ! و صبح که از خواب بیدار شدم اعتماد به نفس عجیبی داشتم. برای رقیبم (!!) هم آرزوی موفقیت کردم و خندیدم و خوشی کردم و تا عصر که تعبیر خوابم رو به چشم دیدم!

عاشقتم زندگی.

 

 

**

میدونم از نوشتن این مطلب هیچ کس جز مامانم چیزی سر در نمیاره (چون واقعا" دوست ندارم همه ی زندگیم به سراسر دنیا مخابره بشه!) تنها نوشتم تا تشکری باشه به سبک خودم از خدای بزرگم و پدر و مادرم که همیشه توی تصمیم گیری های زندگیم آزاد گذاشتن من رو و وقتی بهشون برای مشورت مراجعه میکنم اونقدر بهم اعتماد به نفس میدن و دقیقا" میزنن وسط خال که من برای داشتن چنین پدر و مادری که بزرگترین نعمت زندگیم هستن با تک تک سلولهای بدنم از خدا سپاسگزارم.

من واقعا نمیدونم چطوری امشب رو جشن بگیرم!

فقط به خوردن مک دونالد و خندیدن با خواهر و برادرم اکتفا میکنم!

اخه جز من، همه خوشحالند و جز من، کس دیگه ای هم هست که جور دیگه ای خوشحاله..

 

دوستت دارم مامان. دوستت دارم بابا. دوستت دارم خدا

 

 

خدایا شکرت.

چه بازیای قشنگی توی زندگی آدم میتونه پیش بیاد. میتونی از یه نقطه شروع کنی و باز به همون نقطه برسی اما وقتی دوباره بهش رسیدی میبینی اون نقطه دیگه همونی نیست که بود و هزاران برابر زیباتر و قشنگ تر و عالی تر شدن.

خدا جونم دمت گرم

خدایی فقط برازنده ی توست.

امشب برای دوست بیتابم، برای دوست پریشانم فقط گفتم توکلت علی الله. و صدای نفس عمیقِ از سر آسودگیش از پشت تلفن دلم رو شاد کرد و شبم رو کاملتر.

خدا، چیزی هست که من بتونم از عظمتت بگم و نگفته باشم؟؟ نمیتونم بهتر از این!! فقط خیــــــــــــــــــــلی بنده تیم!

 

من نمازم را وقتی میخوانم

که اذانش را باد گفته باشد

سر گلدسته ی سرو

 

من نمازم را وقتی خواندم

که کنار خدایم نشسته بودم

و عاشقانه به او خیره بودم!

 

عاشقتم مای گاد.

 

 

/ 7 نظر / 2 بازدید
سالار

سلام و درود به تو دوست عزیز هیچ فکر میکردی به این زودی سایتت بازدید کننده داشته باشه ولی من اومدم و دلم می خواد دوستامم بیان اگر لطف کنی لینک منو تو سایتت بزاری بهت قول میدم زود لینکتو به سایتم اضافه کنم حالا اگر لطف کنی ممنون میشم http://linkche.persianblog.ir لینک بازی مریم جان منتظرما راستی نظرتم در مورد سایت ما بگو در ضمن اگه همراه ایمیل آدرس سایتت رو هم برام بزاری ممنون میشم

ناشناس

سلام کاش من هم اینقدر اعتماد به نفس داشتم. کاش... . به منم سر بزن(تا بلاگفا راه زیادی نیست- چند تا سرور اونطرف تره!).

ناشناس

سلام می خواستم از مطلبی که با عنوان ویس و رامین آماده کرده بودین تشکر کنم . خیلی به من کمک کرد . البته خیلی خوب بود اگر منبع نوشته هاتونم اعلام می کردین . دلتون شاد

پت

خدای من ، خداییست که شادمانی را پاس می دارد و عشق را ، که بزرگترین شادمانی ست !... او آن قدر رحمان است و رحیم و پاک که تاریکی و غم و سرما و فریب آفریده او نیستند ... او تنها نور و شادی و گرما و صداقت را آفرید و آنگاه که جهان از این همه خالی شد ، انسان تاریکی و غم و سرما و فریب را دریافت !...برای ستایش واجب الوجودی که من می شناسم باید وجود را پاس داشت نه عدم را !... همین !

عاطفه

واقعا مامان بابای خوب نعمتیه! من که کلی شرمنده شونم! بیچاره ها به هر ساز من رقصیدند و هر کاری میتوستند حتی به قیمت به زحمت افتادن خودشون واسم انجام دادند!

افشین :دی

آخ آخ چند وقتی بود از گرفتاری فراوان نرسیدم بیام اینجا - انشالله که مثل همیشه شاد و خوش و سرحال باشی - ولی همین که می بینیم شانگولی شکر [چشمک] ا

مامان

قربونت [ماچ]