رحمت بی کران

عجب بارونی بود دیشب!!

شکر خدا واقعا نعمت بود و غیر منتظره

از ساعت ٧ عصر تقریبا" نم نم بارون شروع شد و کم کم زیاد شد و شدت گرفت به حدی که برف پاک کن ماشین  روی دور تند جوابگو نبود!! و مجبور شدم برای زمان تقریبا ٢٠-٣٠ دقیقه توی یک پمپ بزنین که هنوز افتتاح نشده بود به همراه چندین ماشین دیگه پناه بگیرم!

بعضی جاها آب تا روی جدول رو گرفته بود! یه ماشین بین اونهمه آب گیر کرده بود!‌ نه راه جلو رفتن داشت و نه راه برگشت.. ماشین های زیادی بودن که خاموش شده بودن در اثر بالا اومدن آب.. در این بین آدمایی هم بودن که توی اونهمه آب گاز ماشینو میگرفتن و میرفتن و ماشینای دیگه رو مورد عنایت قرار میدادن!‌ نیشخند

ترافیکی که هم ایجاد شد به شدت سنگین بود ولی به لطافت هوا می ارزید.. امروز صبح هوا بسیار دلپذیر،‌ مطبوع،‌لطیف و بهاری بود.

از خدا ممنونم برای اینکه رحمتش رو ازمون دریغ نکرد و زمستون رو به قشنگی بدرقه کرد.. خدایا شکرت

 

این هم یک سری عکس جهت گزارش تصویری

 

پمپ بنزینی که توش پناه گرفتیم - هنوز افتتاح نشده بود و یه کارگر اونجا بود یعنی داخلش رو داشت تمیز میکرد و دکورش رو مرتب میکرد که در رو باز کرد تا ملت برن اونجا و سرما اذیتشون نکنه- خدا خیرش بده.. دوباره باید اونجا رو تمیز کنه

پناه گاه!

مغازه ای که کنار همه ی پمپ های بنزین هست- افتتاح قریبا"

 

 

 

 

 

/ 8 نظر / 17 بازدید
لیلون و راحله جون در مدرسه

خوشمان می آید که اولین نفراتی هستیم که میایم اینجا منو خارالهههههههه.یعنی همون خاله راحله .خواهشا دوباره مارو پروانه فرض کن و جوابمونو بده[نیشخند]

لیلون و راحله جون در مدرسه

مریم خاله راحله `پست الکترونیکی[ابله] علی و میخواد واسش بفرست[نیشخند]

ندا

سلام مریم جون خوبین شما راستی شما کجا زندگی میکنین

عسل اشیانه عشق

دیشب واقعا بارون قشنگی بود.

نارنجدونه

[نیشخند]من اینجور موقع ها انقده هیجان زده میشم نیشتم دقیقا همین طوری باز میشه

فرشید

چند وقت پیش در دبی بودم باران شدیدی بارید کارمندان بانک از فرط خوشحالی و تعجب ریختن توی خیابون...

جیجی بیلی

وااااااااای منم بارون خیلی دوست می دارم البته که تا ماشینو می بری کارواش همیشه بارون می گیره[ابرو] ولی خوب به لذتش می ارزه آپم دوست جونی خودم[ماچ]