قاب شيشه ای

پشت قاب شیشه ی پنجره ای<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

که شبای منو با خود می بره

جایی که گذشته هام

مثل تصویر از تو قابش می گذره

پشت قاب بی نفس

مثل اون پرنده که دلش گرفته تو قفس

مثل یک حقیقت

رفته به باد

منو با خود می بره

مثل یه رویا، توی خواب

شهر من، من به تو می اندیشم

نه به تنهایی خویش

از پس شیشه تو را می بینم

که گرفتی مرا در بر خویش

من وضو با نفس خیال تو میگیرم

و تو را می خوانم

و به شوق فردا که تو را خواهم دید

چشم براه می مانم

تن من پاره ای از آن تن توست

و قشنگترین شبای پر ستاره شب توست 01.gif

 

اوخ جون...امروز شونزدهمه............................فردا تولد وبلاگمه14.gif 09.gif..ميره تو يه سال..چه زود گذشتا 25.gif30.gif13.gif

اين دو تا اموتيکون رو يادتون نره ===> 18.gif 09.gif

چون همش می خندن....اصلا هر کی نخنده، عقلش کمه.....البته خنده ی به موقع....نريد زرت و زرت بخنديد و بگيد فلانی گفت!!.............آرزوی من برای همه فقط شاديه و شادی..همين.03.gif پس ====> بی هيچ علت خاصی بگذار بهت خوش بگذره!

 

تا بعد23.gif (اگه بعدی وجود داشته باشه!!)

/ 0 نظر / 2 بازدید