محبتهاتونو جبران کنم ايشالله

سلام 07.gif

ما هم ميرويم يادمان به خير....در حسرت يک جرعه ی مستانه که مانديم..ويران شود آن شهر که ميخانه ندارد13.gif

واقعا ديگه دارم نفسای آخر رو ميکشم09.gif

/يکی از پی ام ها/ جد بزرگوار:09.gif

راستيييی.... اگه تونستم ذخيره کنم چی ميدی بهم؟! (نيششش!) راه حل ساده ای داره اين کلکتو دور بزنيم! ميخوای يادت بدم؟ ولی تا حالا راهی پيدا نکردم که اين روشم رو خنثی کنه

خب اگه تونستی ذخيره کنی عکسش مال خودت09.gif...اگه نتونستی، بگو خودم اين کد رو بر ميدارم تا بتونی عکس رو سيو کنی09.gif05.gif..

       قایقی باید ساخت...

در اين روزگار بي رحم
كه مردم ميخواهند بگذرند
تا ندانند در پس كوچه هاي گذر چه ميگذرد
مردمي كه معناي لبخند را نمي دانند
و گريه را نمي خوانند
و تنها روز را به شب ميسپارند
و اين را احساس نام نهاده اند
من و تو بهشتي ساختيم كه
در آن كلبه كوچك آشنايي و
كاخ بلند عشق را
در پس ابرهاي سپيد محبت بنا نهاديم
و هرروزه به ورق ورق آسمان مينگريم
و مي گوييم:
"بودن با عشق چه زيباست"
وقتي امروز از كنارم رفتي
و با هم بهشتمان را ترك كرديم و پا به اين دنياي بي رحم گذاشتيم
با خود گفتم كي مي رسد كه براي هميشه در بهشتمان بمانيم و هرگز مجبور
به ترك آن نشويم؟


14.gif05.gif07.gif

 

/ 19 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
arezoo

سلام مريم جون مثل هميشه قشنگ نوشتی........ستاره سهيل شدی کم پيدايی......چی بخوام از تو که با من حاصل از هزار تا کوه نمیدونی که تو قلبم غم تو چه پر شکوه چی بخوام از تو که دوری از صدای مهربونی تویه ظلمت شب من یه شهاب بی نشونی وقتی گفتی از ستاره گفتم اون ستاره چیده وقتی گفتی از بنفشه گفتم اون بهارو دیده بخدا که با میشد یه ستاره بال و پر زد مپل قمریهای عاشق به گل بهاره سر زد نفسامونه صدامون میشد عاشقونه باشه واسمون سایه ی برگها میشد آشیونه باشه چی بخوام از تو که با من بودی و منو ندیدی هی تورو صدا زدم من تو صدامو نشنیدی چی بخوام از تو که دوری از صدای مهربونی تویه ظلمت شب من یه شهاب بی نشونی وقتی گفتی از ستاره گفتم اون ستاره چیده وقتی گفتی از بنفشه گفتم اون بهارو دیده بخدا که با میشد یه ستاره بال و پر زد مپل قمریهای عاشق به گل بهاره سر زد چی بخوام از تو که با من حاصل از هزار تا کوه نمیدونی که تو قلبم غم تو چه پر شکوه چی بخوام از تو که دوری از صدای مهربونی تویه ظلمت شب من یه شهاب بی نشونی

ابراهیم & نجمه

سلام عزیز... میتوان یک عمر زانو زد/ با سری افکنده ، در پای ضریحی سرد/ میتوان در گور مجهولی خدا را دید/ میتوان با سکه ای ناچیز ایمان یافت/ میتوان در حجره های مسجدی پوسید/ چون زیارتنامه خوانی پیر/ میتوان چون صفر در تفریق و جمع و ضرب/ حاصلی پیوسته یکسان داشت/ میتوان چشم ترا در پیلهء قهرش/ دکمهء بیرنگ کفش کهنه ای پنداشت/ میتوان چون آب در گودال خود خشکید... تولدت مبارک...انشالله سالهای سال سبز و شادکام و سربلند باشی...من هم به روز کردم...پیشم بیا:)

مسعود

سلام ..... تبریکات فراوان و مخصوص.... راستش فردا شاید نتونم بیام گفتم بیام تبریک بگم.....مریم (....) هیچی....مریم(خ).....خیلی دوست داشتم از نزدیک ببینمت و تبریک بگم(نیـــــــــــــــــش) ولی خوب دیگه روزگار نمیزاره......آخ حواسم نبود خوب اینو بالایی میخونه یه فکری میکنه شوخی کردم .... خوش باشی!!!

وحید

سلام ... خیلی وقته نیومدم اینجا .. باید منو ببخشی .. من بعد این خوب میام . .. منم آ÷دیت کردم

علی

نوشتی که نمی تونی ذخیره کنی ، تلاش نکن! اگه من ذخیره کردم چی؟؟؟ آبجی هرکاری کنی به دادشت نمی رسی....

آرام

تولدت مبارك دوست عزيز.. شاد و موفق باشي!

رضا

سلام . باز هم همون داستان سال گذشته-- من ديگه حرفی ندارم چون اشتباه کردم

زلزلةالنبي!!!

آی کيو جان. دو تا راه داره. اول save کردن کل صفحه هست. دوم ...view->source->NotePad ديگه تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!!!! (نيششش!!!) هنوز مونده که بتونی کلکهای منو خنثی کنی جوجو!!! (نيششش!!!)

زلزلةالنبي!!!

راستی... يه سری به اينجا هم بزن. نميدونم صاحبشو ميشناسي يا نه. از قديميهای بی بيه. يه راست کليک کن رو صفحه ش ببين چه بلايی سرت مياره...!!! برو حال کن! در خدمتگذاری حاضريم. اميدوارم بازم بيای. کم بخور هميشه بخور! (يعنی کم نت بيا ولی بيا...!)