روح سرگردان!!!

لحظه ای با من باش<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

تا از آن لحظه برویم تا گل

که ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل

لحظه ای با من باش

تا که از تو نفسی تازه کنم

تا از آن لحظه ی با تو سفر آغاز کنم

سفری تا ته بیشه های سر سبز خیال

تا به دروازه ی شهر ارزوهای محال

سفری در خم و پیچ  گذر ستاره ها

از میون دشت پر خاطره ی ترانه ها

لحظه ای با من باش

تا به باغ چشم تو، پنجره ای باز کنم

از تو شعر و قصه و ترانه ای ساز کنم

شعری هم صدای بارون

رنگ سبز جنگل و آبی دریا

قصه ای به رنگ و عطر

قصه های عشق عاشقای دنیا

از یه لحظه تا همیشه

میشه از تو پر گرفت تا اوج ابرا

کوچه، پس کوچه ی شهرو

با خیالت پرسه زد تا مرز فردا

لحظه ای با من باش

 

سلام..(الوعده وفا!!! گرفتی که؟06.gif 09.gif)..عجب شعر قشنگیه..منکه خیلی دوستش دارم..شما هم فکر کنم خوشتون بیاد..!!

تا بعد23.gif

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
علیرضا

سلام خيلی شعر قشنگی بود از لطفت ممنونم ....... من ........

ali

سلام مريم جون می بينم که پر کار شدی عزيزم هميشه در تمام مراحل زندگی موفق و سر بلند باشی.

محسن

سلام مريم خانم . از اينکه به کلبه درويشی ما اومدين ممنونم وبلاگت خيلی جالبه . راستی تو ايران بي بی هم می ری؟

بابا محمد

سلام دخترم (: خوشحالم که دوباره شروع به نوشتن کردی ... !‌