خود پرستي!

*
نميدونم تا حالا معتاد بودين يا نه؟
و بازم نميدونم كه اگرم معتاد بودين، تصميم به ترك گرفتين يا نه؟
خب!
من معتاد بودم و هستم. چهار سال اعتياد
حالا ميخوام تركش كنم.
فكر كنم يه ماه وقت بخواد تا حس خواستن مواد از سرم بپره!
دارم يه چيزايي و يه كسايي رو از دست ميدم
تا شايد يه چيزايي به دست بيارم
ميدونم.. ارزششو داره.

51.gif 50.gif 40.gif 39.gif

الان حس يه معتاد رو دارم كه تصميم جدي گرفته واسه ترك و اين تصميمش رو عملي كرده و ميشه گفت روز اول بي مواد بودنشه!

39.gif 

حالا اين چه اعتياديه؟!

63.gif 


*
شما هم از آدمايي كه شكست ناپذيرن و پر از حصار، بدتون مياد؟
من كه از خودم خيلي خوشم مياد
51.gif

*
فرسنگ هاست دوريه تو .. گرماي حرم نفسهايت كو؟
( حرم/ هرم ؟‌ دوستم گفت حرم. )

*
مامان و بابام رفتن خونه ي خودشون.
و احتمالا كلاهشون بيفته اينجا، بر نميگردن تا بردارن!
 39.gif 

*
به ايران:
شايد ديگه هوس اومدن نكنم.. شايد واسه غد بازي!
51.gif 

*
بي دليل هم ميشه خنديد! حتي اگه واسه ناراحت بودن دليل داشته باشي!
40.gif 

*
خدا واسه بنده هاش بد نميخواد
مگه نه؟
اين بديا كه سرمون مياد از چيه؟
وقتي خودت هيچ كاره اي يعني!
42.gif

*
من بلدم باهات بخندم اونم بلند بلند
من بلدم اخم كنم طوري كه جرات نكني نفس بكشي
من حتي بلدم باهات بازي كنم. جوري كه نتوني از بازي كناره گيري كني. مث جومانجي! مجبوري تا تهش بازي كني! حالا هم بمون و حرف نزن! بازي كن. نوبت توئه!
50.gif
( همينجوري! افكار خودپرستانه ست احتمالا"‌ .. چون تازگيا يكي كشف كرده كه من خدا رو هم بنده نيستم! مردم حرف مفت زياد ميزنن البته!)

*
تازگيا يه چند تا وبلاگ ميخونم كه ازشون خوشم مياد.
حتي آرشيواشونم خوندم.
يكيشون رو باباي ايليا مينويسه.. بيشترش از شيرين زبونياي ايلياست كه من عاشقشم.
يكيشم گيلاس خانومي. بامزه مينويسه و از اوناييه كه وقتي شاده و خوشحال، ميتونه يه جمع مصيبت زده رو بخندونه.
يكي ديگه هم خيلي غمناكه. آرين! پسركي كه يك روز به دنيا اومد و يك سال بعدش از دنيا رفت!

چند تاي ديگه هم هستن كه دوست دارم نوشته هاشونو.. اما چون همه ي آرشيوشونو نخوندم، اسم نبردم.
40.gif 

*
خدا چرا يكي رو توي يك سالگي ميبره پيش خودش؟
و چرا يكي ديگه رو توي 100 سالگي؟
از هيچ كار خدا نميشه سر در آورد!
واسه همينه بهش ميگيم خدا!
43.gif 

*
راستي!
شايد 3 سال ديگه معلوم بشه حكمت خدا چي بوده!
تازه! اونم شايد!

*
شاد زي
61.gif 

/ 10 نظر / 2 بازدید
ياسي

در خودپرستيت قرباني خواستي بگو ها بز و ببعي زياد هست بپات بكشيم! خداي تن!

ياسي

باشه نميخواي بازي رو تموم كني منم بلدم ادامه بدم ! بخند تا به ريشت بخندم !!! چرت بگو تا پرت كنم !! جومانجي احمقانه

احسان

مطالب وبلاگتون جالب بود............ فعلا................بای..............

مهدی

چی بگم؟ دلم میخواد یه عالمه فحش مورد دار بدم.

Mat

با سلام خدمت شما ... باید بگیم که از حضور شما در وبلاگمان بسی خورسند گشتیم و از وبلاگتان هم دیدن نمودیم و خوشمان آمد !!!! البته در خماری اعتیاد شما ماندیم !!!! ولی به عنوان یک معتاد بالفتره باید بگوییم ترک هیچ اعتیادی سخت نیست ... ضمنا از یچ دادن شما هم تا اطلاع ثانوی معذوریم !!! فعلا بابای

بلاتکيف

سلام ... من که فکر نمی کنم تو بتونی ترک کنی ... تو يه معتادی هستی که ترک کردنل جزو عجايب و جزو معجزه هاست ديگه اين که حيف وقت ندارم وبالگ بخونم وگرنه اونايي که گفتی ازت ميگرفتم و می خوندم ... فقط نوشته های خودت رو تا ۴ تا آپ ديت قبل خوندم ... راستی توی وبلاگم نوشته بودی (( و اگر در قعر جهنمم او را دوست می دارم ؟ )) ... آره دقيقا همينه... اگه دوست داشتن اون يه گناه باشه من بزرگترين گناهکار روی زمينم ... و جای من در قعر جهنمه .... موفق و شاد باشی... يا علی

Oliera

اولا ممنون از ابراز لطفت نسبت به ايليا و بابايی. من الان به سيگار معتادم. يه ده پونزده سالی ميشه. ترکش سخته٬ البته ترک ذهنيش سخته وگرنه بدن يه هفته ای عادت ميکنه. «چه بسيار چيزها که دوست نداريد و خير است برای شما و چه بسيار چيزها که دوست داريد و شر است برای شما»....«خدا» تازه اونجاهايی هم که ميبينی يه بلای خفن سر يکی مياد لزوما به اين معنی نيست که داره عقوبت ميشه٬ ميتونه يه امتحان بزرگ باشه با يه جايزه خيلي خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی بزرگتر. .........................بابايی

ياسي

نميدوني نبايد از بعضيا پرسيد چته ؟!! به هزار و يه جاشون بر ميخوره ! من جمله غرورشون !! آخه خودشون هميشه ميدونن چه شونه ! چه بايد بكنن ! چه بايد بگن ! چه چه چه ... يعني ..اصلآ به كسي چــــــــــــه ؟! ميخواي عاقبت تو ام بشه مثه من؟! گرچه اگه وبلاگ خودت رو ديده باشي فكر كنم تو ام يه نيمچه اومدي تو ليست بد ها !