خواهیم رسید

هوا ... عجیب
میلِ مگویِ باران دارد
اما ابری نیست
بالا دستِ باد، بالا دستِ برهنه‌ی باد
باید منزلِ کسی باشد.

او که تا نیمه راه با ما بود، گفته بود
باید آن سوی این دامنه
رَدِ کَم‌رنگِ راهی باشد
آبادیِ کوچکی کنار راه
سلسله‌ی کهن‌سالِ صنوبرانی بلند.

تو که تا تحملِ این همه تشنگی آمدی
این یکی دو پاییزِ مانده به رگبارِ گریه نیز ...!
بادیه‌های بسیاری تو دیده‌ای،
دَردت به جانم، نخواب ... خواهیم رسید.
دردهای چه کشیده از مَپرسِ من که تو خاموش،
دَردت به جانم، نخواب ... خواهیم رسید.

http://www.seyedalisalehi.com/cgi-bin/content.pl?f=13&t=11

 

 

 

/ 15 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سن 23 سالگی یکم برا دکترا کوچیک نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مانی

[ماچ]

دمور

كم پيدايي جيگر بيا آپم

[فرشته][قلب][ماچ]

مانی بود

[شرمنده]

مانی

دوست دارم

مانی

نفسی... [قلب][ماچ][ماچ][ماچ]

ساره

سلام مریم جون.مرسی از اینکه بهم سر زدی خوشحال میشم باز بیای پیشم شاد باشیو پایدار[ماچ]

ليلا جون

سلام سلام به جيكر طلا.مريم جون عزيزم به دوست من يعني بابات سلام برسون.بوس بوس.

زهره جووووووووون

سلاااااااااااام دوس جوووووونی وبه خووووشملی داری . . . وبه منم بیا دوس داشتی منو با اسم " برترین و بی نظیرترین وبلاگ دخترونه " بلینک اگه هم دوس داشتی بلینکمت واسم کامنت بذار فدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا