مهمانی تو

امروز رفته بودیم خرید. چشمم خورد به بامیه ( سبزیجات). با اینکه دوست ندارم خیلی و زودم از کنارش رد شدم اما بدم نمیومد بخورم. بعد از چند دقیقه دیدم مامانم داره بامیه میخره! بدون اینکه من حرفی زده باشم! اومدیم خونه هم آماده ش کرد.

خدا اگه میدونستم اینقدر برات مهمه که دل روزه دار رو بهش توجه کنی همیشه روزه میگرفتم!

به این میگن مهمونداری

فدات خدا

کمکم کن. دستمونو بگیر

/ 1 نظر / 16 بازدید
علیرضا

سلام ، خوبی ؟ یه سر به این چند تا لینک وبلاگم بزن ولی نظر یادت نره ها !!! http://joksara.blogsky.com/1389/04/31/post-533/ http://joksara.blogsky.com/1388/12/17/post-442/ http://joksara.blogsky.com/1388/12/12/post-436/ http://joksara.blogsky.com/1388/11/17/post-409/ خیلی ممنون