راننده ی تاکسی

دیشب و در حال رانندگی یه تاکسی رو دیدم که در حالی که لاین یک(راست) بود و کنارشم داشتن جاده رو برای یو ترن (دور برگردون) درست میکردن مارپیچی حرکت کرد! در حالی که مسافر هم توش نشسته بود!

من چشمام چارتا شد و کلی بد و بیراه گفتم به طرف که مثلا راننده تاکسیه و باید مراقب باشه و ال و بل که رسیدم به همون نقطه ای که طرف مارپیچی رد کرد! و منم مجبور شدم همون کار رو کنم! دلیلشم این بود که یه گربه وسط جاده بود و ماشین زده بود بهش اما زنده بود هنوز! برای اینکه نره زیر ماشین باید مارپیچ میرفتی!!

همونجوری که به تاکسی بد و بیراه گفتم، همونجوری هم ازش عذر خواهی کردم توی دلم! چقدر بد ه بدون علم از کسی انتقاد کنی! آخرش شرمندگیش واسه خودت می مونه. زبان

 

----------

امسال دوباره توی آپریل convocation یا همون جشن فارغ التحصیلی هست و من هم باز شرکت خواهم داشت و این بار در حالی که دانشجوی دکترا هستم، عنوان Master یا فوق لیسانس رو با خودم خواهم داشت ان شالله.

همون استادم که توی عکس هست (توی لینک convocation ) ادوایزر (مشاور) م بود برای تز مستر. اونقدر از هر مرحله ی کارم تعریف کرد که خودم باورم شد آدم توانمندیم و اگر خودم رو دست کم بگیرم ناشکری نعمتیه که خدا بهم داده (خود باوری و خودپسندی! زبان)

----------

خدایا- جز شکر بزرگیت، چیز دیگه ای هم میتونم بگم؟؟

شدم مصداق اینکه با خدا باش و پادشاهی کن..

خوشحالم که دارمت و بهم احساس آرامش و خوشبختی و موفقیت میدی. من از چیزی توی زندگیم ناراضی نیستم و حسرت هیچی رو به دل ندارم و معتقدم راهی که توش قرار گرفتم، شاه راهه!! بی انتها، دست یافتنی، سر سبز و دریایی...ازت میخوام با هر قدم ایمانم رو بیشتر کنی و ملتماسه میخوام که خودت رو ازم نگیری

خدایا شکرت و شکرت و شکرت

 

 

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
لیلون

بههههه سلام مریم بانووووو میبینم که آپیدی لیمو شیرین جونم[نیشخند]ایشالله دبی که اومدیم با بروبچ identityخودم همونجا وسط convocationمی رقصم[رویا]تلافی همه عروسیهای که نبودی همونجادرمیاریم داداشششششششششش[نیشخند]اون جیگرتم خام خام [ماچ]منتظر کامنت بعدیمم باش[خنده]دعوام نکنیاااا[منتظر]از یااااااااازده[نیشخند]

لیلون

مریم جونم دوباره دلم تنگ شد اومدم[ماچ][ماچ][ماچ]از بس که ماهی و دوستت دارم و تند تند دلم واست تنگ میشه همش میام اینجا [قلب][قلب][قلب][گل]

نارنجدونه

مرسی از حضورت عزیز دلم خوشحالم کردی

نارنجدونه

[ماچ]

یه نفر از جهنمی به نام ایران

ما جوونای ایرانی واقعا بدبختیم فقط کافیه چندتا از همین کشورایی که تازه آدم شدن برید ببینید بهترین ماشینا خونه ها ما هارو فقط بلدند مثل سگ بزنند آخر کلی با خودمون حال کنیم که با تمدنیم بریم سر کار کلی کار کنیمو آخر شانسی شانسی یه پراید یا روآ بخریم اونم اقساطی بعد یه بچه پولدار که تازه سر از تخم در اورده بیادو یه ماشین صد میلیونی سوار بشه با یه خونه تو زعفرانیه آره درسته به این میگن عدالت چون به بی عدالتی اعتقاد ندارند

فاطمه دایی

سلام مری جون.خوبی؟ مرجان و قاسم چطورن؟ بهشون خیلی سلام برسون.خوشحالم از موفقیتت و امیدوارم مقطع دکترا رو هم با موفقیت بگذرونی جیگر.( خیلی لفظ قلم صحبت کردم چی کار کنیم دیگه شوهر کردیم ادم شدیم[خنده]) خوشحال شدم باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای ی ی [قلب][گل][چشمک]

فرشید

خوش به حالت که خدا رو داری و خدا هم تو رو داره...