برق نگاه

آنقدر برق نگاهت زيباست كه ستارگان از روي شرمساري ، تابيدن را ازياد مي برند<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و باز چشمان خيس من كه پنهان از او مي بارد

چه مرگ آوراست آن زمان كه از لحظه آغاز ديدار تا به پايان آن،

مي خواهي تا به ابد در چشمانش خيره شوي

اما ،

او حتي براي يك بار هم در چشمانت نگاه نمي كند ،

تا به كي مي توانم اين خاطراتت را به روي شانه هاي كوچكم در ميانديوارهاي سرد تنهايي حمل كنم؟

چه بايد بكنم اين همه فرياد را كه زير پاي سكوت له ميشود

وتو حتي نيم نگاهي نميكني

01.gif

/ 10 نظر / 2 بازدید
alisoft

سلام مريم جان مطلب زيبايی بود .يا حق

mohammad va hadis

تمام کوچه های ذهنم را چراعانی می کنم و در انتظار تو ای آشنای ديرينه پشت پنجره احساس گيسوان خاطرات خوش با تو بودن را می بافم .لحظه هايم نثار تو ای گل هميشه بهار من!بيا با دستهای مهربانت خطی بر شيشه غبار گرفته تنهايی بکش...مطلب زيبايی بود ...موفق باشی

وحيد تریپ

سلام .. خيلی باحال بود .. يه چيزی هم اونورتر ....

داوود

سلام . وب جالبي داري . مطالبت با حال بود . موفق باشي .

faramosh

مريم خانوم سلام من نارمکم از طرف مديريت سايت غروب ويلاگ به اين قشنگی رو خوندم و تبريک ميگم جدا زيبا مينوسی و قلم زيبايی داری اگه خواستی يه سری هم به وبلاگ من بزن

بابا محمد

سلام دخترم (: کور شود آن دوچشمی که يارای ديدن عشقت نيست ...، تو نيز برحذر باش از ابراز عشقت ...؛

fereza

سلام کجایی تو بابا

mahsa

نگاه کن چشمهای مات و شيشه ای عروسکت میپرسند تو بازيچه ای يا من.....